حتی بلند‌ترین درختان هم از عقده خودبزرگ بینی رنج نمی‌برند، زیرا مقایسه وجود ندارد

روشهای جنگلکاری در سطوح شیبدار

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:سه شنبه 31 تیر 1393-09:28 ب.ظ


مقدمه

در سالهای اخیر با افزایش بی رویه جمعیت و نیاز انسان شهرنشین به استفاده از محیط‌های طبیعی وهم چنین نقشی که جنگلکاریها در تلطیف هوا‌، جلوگیری از فرسایش خاک‌، کاهش آلودگی‌ها‌، ایجاد مناظر زیبا برای تفریح و تفرج و ... دارند لزوم توجه بیشتر به حفظ و نگهداری جنگل‌های موجود و افزایش سطح جنگلکاری‌ها بیش از پیش احساس می‌شود و جای تردید نیست که موفقیت در جنگلکاری و افزایش سطح جنگلکاری‌ها با گونه‌های مناسب و سازگار با شرایط محیطی منطقه، نیازمند داشتن نهالستان‌های جنگلی مناسب و با کیفیت بالا و تولید نهالهای سالم و قوی از گونه‌های سازگار می‌باشد.

علاوه بر آن، از نظر اقتصادی نیز جنگل‌ها جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده اند، به طوری که چوب درختان جنگلی مواد اولیه بسیاری از وسایل زندگی انسان را تأمین می‌کند.استفاده از چوب در صنعت کاغذ سازی، ساخت ابزار و وسایل زندگی مانند در و پنجره، مبلمان و ساخت انواع وسایل ورزشی-تفریحی، صنایع دستی و مواد شیمیایی از جمله کاربردهای وسیع و گسترده از جنگلها به شمار می‌روند.

دخالت انسان در چرخه طبیعی زندگی درختان جنگلی و به کار گیری شیوه‌های نادرست‌، جنگل‌ها را با خطر جدی نابودی مواجه ساخته است.از این رو حفظ و حراست جنگل‌ها و ایجاد جنگل‌های جدید در قالب جنگلکاری‌های وسیع حتی در مناطقی که در معرض فرسایش شدید قرار دارند (سطوح شیبدار) امری اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد.

فهرست مطالب

·        مقدمه

·        اهداف کلی جنگلکاری

·        جنگلکاری به منظور احیاء زمین‌های کوهستانی و شیبدار

·        فعالیت‌های مقدماتی در جنگلکاری

·        روشهای جنگلکاری

·        الگوی کاشت در سطوح شیبدار

·        جنگلکاری در مناطق خشک و نیمه خشک

·        بانکت هلالی چیست؟

·        مزایای استفاده از بانکتهای هلالی و پوشش پلاستیکی

·        در چه مناطقی نباید بانکت هلالی ایجاد کرد

·        چگونگی انتخاب گونه گیاهی مناسب جهت کاشت در بانکتها

·        منابع

اهداف کلی جنگلکاری

اهداف جنگلکاری را می‌توان در اهمیت و ضرورت آن جستجو کرد. به طور کلی اهمیت و ضرورت جنگلکاری عبارت است از:

الف) جنگلکاری‌ها تا حدودی فقدان جنگل‌های طبیعی نابود شده را جبران می‌نمایند.

ب) جنگلکاری نوعی سرمایه گذاری اقتصادی بوده و منبع عظیم تولید چوب می‌باشد.

نقش جنگل‌های طبیعی و به تبع آن جنگل‌های مصنوعی به شرح زیر است:

- تولید چوب                                        
- کاهش آلودگی هوا
- تعدیل و تلطیف هوا                             
- تثبیت ریگهای روان
- جلوگیری از فرسایش خاک                  
- تنظیم کننده رژیم آبی و احیا کننده مناطق کوهستانی و شیبدار
- کاهش آلودگی‌های صوتی                    
- جدا سازی مناطق مسکونی شهری از مناطق پیرامونی
- آشیان حیات وحش

جنگلکاری به منظور احیاء زمین‌های کوهستانی و شیبدار

درمناطقی که در معرض فرسایش شدید قرار داشته و یا خطر سقوط بهمن وجود دارد، به منظور جلوگیری از ریزش خاک و تنظیم جریان آب، جنگلکاری صورت می‌گیرد.این نوع جنگلکاری در احیاء کوهستان‌های منطقه زاگرس و شیب‌های جنوبی رشته کوه البرز اهمیت حیاتی دارد. در مناطق کوهستانی، کانال‌هایی(بانکتها – تراسها) عمود بر شیب کوهستان حفر شده و گونه‌های مناسب در حاشیه آن کاشته می‌شود.

فعالیت‌های مقدماتی در جنگلکاری  

1-ایجاد جاده آتش بر :یکی از اساسی ترین کارهای اولیه قبل از جنگلکاری، ایجاد جاده و آتش بر می‌باشد.در جنگلکاریهای وسیع، احداث جاده و آتش بر تسهیلاتی در کار حمل و نقل فراهم می‌آورد. آتش بر قطعات را از هم تفکیک کرده و از سرایت آتش سوزیهای احتمالی جلوگیری می‌نماید. تعداد و عرض آتش برها با توجه به نوع درختان و سطح جنگلکاری متفاوت بوده و  تعداد آتش بر مورد نیاز در جنگل سوزنی برگان بیشتر از جنگل پهن برگان می‌باشد (احتمال وقوع آتش سوزی در جنگل‌های سوزنی برگ بیشتر از جنگل‌های پهن برگ است).عرض آتش بر علاوه بر نوع درختان جنگل، به سرعت باد نیز بستگی دارد. حداقل عرض آتش بر6 متر و حداکثر 150 متر می‌باشد. همچنین می‌توان از عرصه آتش بر به عنوان مسیر جاده جنگلی نیز استفاده نمود .

 2- نرم کردن خاک: برای نرم کردن سطحی خاک از وسایل ساده مانند شن کش استفاده می‌شود. این روش که برای کاشت بذر یا نهال انجام می‌شود یا به صورت سراسری است که در این صورت هزینه زیادی در بر دارد، و یا به صورت بخشی است.در روش نرم کردن بخشی، خاک منطقه را به صورت نواری نرم می‌کنند (فقط در ابعاد چهارگوش به ابعاد 50× 50سانتی متر).با این روش در هزینه‌ها صرفه جویی می‌شود.

 3- تقویت خاک: مصرف کود در جنگلکاری مرسوم نبوده و در تقویت زمین تنها به تقویت خاک گودالهای کاشت اکتفا می‌گردد.
4-تثبیت خاک قبل از جنگلکاری:این عمل در دامنه کوهها و سراشیبی‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.مهمترین روش تثبیت خاک در این بسترها ایجاد سکو می‌باشد که با توجه به شرایط، خاکبرداری یا خاک ریزی صورت می‌گیرد.عرض سکوها بر حسب درجه تثبیت و ترکیب خاک تغییر می‌کند.هر چه شیب تندتر باشد عرض سکوها را کمتر می‌گیرند.اگر عرض بستر مستوی ایجاد شده حدود 5/0متر باشد به آن پله ( Gradoni ) و اگر عرض بستر مستوی تا4  متر باشد به آن سکو (Terrace ) گفته می‌شود.
ایجاد پله و سکو از فرسایش خاک و اتلاف آب جلوگیری می‌کند. فاصله عمودی هردو سکوی مجاور تابع شیب زمین و انرژی قطرات آب و وضع فیزیکی خاک است و این فاصله باید به اندازه‌ای باشد که فرسایش خاک به حداقل برسد. پله و سکو را به هر طولی می‌توان ساخت اما تجربه نشان داده که برای اخذ نتیجه بهتر، نباید طول سکوها بیشتر از 400 متر باشد. در واقع حداکثر پس از هر400 متر باید آبروئی تعبیه نمود.کف سکوها را به سمت دیواره کمی شیب می‌دهند تا آبی که در دو روی سکو می‌ماند به برآمدگیهای خاکی فشار نیاورده و باعث ریزش آن نگردد. خاک کف پله و سکو باید نرم باشد تا آب باران را به خوبی جذب کند .

           


شکل 1- نمایش سکوبندی ساده در روی دامنه

 5 ـ گود برداری: برای کاشت نهال باید گودالهایی ایجاد نمود. این ابعاد متغیر بوده و به فاکتورهایی از قبیل بافت خاک و ابعاد ریشه نهال بستگی دارد. چنانچه خاک نرم باشد گودال را باید کوچکتر در نظر گرفت. در هر صورت ابعاد گودال باید به گونه‌ای باشد که ریشه نهال فرم طبیعی خود را حفظ نموده و بدون پیچ خوردگی در آن قرار گیرد.

الگوی کاشت در سطوح شیبدار

سطوح شیبدار با توجه به خصوصیت ذاتیشان اغلب به خوبی زهکشی شده و آب زیادی در آنها باقی نمی‌ماند و در مواردی که این سطوح رو به آفتاب بوده و خاک منطقه نیز سبک باشد، به کلی آب خود را از دست خواهند داد. سطوح شیبدار ملایم (با شیب کمتر از20 درجه) مشکلات کمتری داشته و به گیاهان بیشتری اجازه رشد می‌دهند. در این مناطق خطر فرسایش نیز کمتر است. در مجموع به هنگام انتخاب گونه، گیاهی را باید انتخاب نمود که به کم آبی مقاوم بوده و در خاکهایی که به سرعت زهکشی می‌شوند دوام بیاورند .

یکی از گونه‌هایی که به خشکی مقاوم بوده و برای تثبیت خاک نیز مورد استفاده قرار می گیرد، اقاقیا می‌باشد.این گیاه به خشکی مقاوم بوده و هرچه بارندگی کمتر و محیط خشک تر باشد رویش آن کندتر شده و تعداد خارهای آن بیشتر می‌شود. تکثیر اقاقیا از طریق بذر و ریشه جوش انجام می شود .

 

در مناطقی که آب به سرعت زهکشی می‌شود (شیب‌های تند)، گیاهانی با ریشه راست و بلند انتخاب کنید (مانند کاج و سرو).هم چنین می‌توان از گیاهانی که تولید ریشه جوشمی‌کننداستفاده نمود.

در شیب‌های تندتر، درختچه‌های ریشه جوش دهنده نظیر سماق، گلابی وحشی و اقاقیا و نیز گیاهانی که شاخه‌های جانبی و ساقه‌هایشان به موازات گسترش بر روی زمین تولید ریشه می‌کنند مانند گیاه vinca major ( پیچ تلگرافی) و انواع ژونی پروس کاشته می‌شوند. گیاهان نامبرده در استحکام سطوح سست و ممانعت از فرسایش نقش دارند.

از طرفی گیاهان همیشه سبز نیز برای کاشت در این نوع مناطق مناسب بوده و سطوح سراشیبی را از برخورد شدید باران محافظت می‌نمایند. پاپیتال گیاه ارزشمندی است که سایه پسند بوده و در مناطقی که به علت نور کم سایر گیاهان امکان بقا ندارند رشد می‌نماید.این گیاه مناسب کاشت در زیر تاج پوشش درختان بوده و کمک زیادی به حفاظت خاک و کنترل روان آبهای سطحی می‌کند. گیاه مذکور در دامنه‌های خشک نیاز به آبیاری منظم دارد.

 

پاپیتال

پیچ تلگرافی درختچه همیشه سبزی است که به عنوان گیاه پوششی حتی جهت کاشت در شیب‌های پشت به آفتاب نیز مناسب می‌باشد.این گیاه به تنش خشکی مقاوم بوده و مکانهای نیمه سایه و خاکهای اسیدی را نیز به خوبی تحمل می‌نماید.

در مجموع به نظر می رسد برای حصول نتیجه بهتر ، کاشت ترکیبی مناسب تر باشد.

همانطور که در شکل زیر دیده می‌شود می‌توان در سطوح شیبدار با شیب تند حفرات کم عمقی حفر و نهالها را در آن غرس نمود( شکلa 2). هم چنین می‌توان در امتداد سطوح شیبدار کانالهای کم عمقی حفر کرد. این کانالها محلی برای تجمع آب و مالچ می‌باشد. اگر خاک منطقه فقیر است گودال یا کانالهای بزرگتری حفر کرده و آن را از خاک غنی پر کنید. ( 1).


 شكل2-  a- در سطوح شیبدار با شیب کم، حفرات کم عمق حفر کنید تا مالچ دهی و آب دهی تسهیل گردد.

b - در سطوح شیبدار با شیب زیاد،  به کمک میخ و تخته سکوهایی ایجاد کنید.

c- در شیب صخره‌های متخلخل حفراتی ایجاد کرده و در آنها نهال بکارید.

d- اگر صخره‌ها متخلخل نیستند در ابتدا و انتهای سراشیبی اقدام به کاشت گیاه نمائید.

e - در شیب‌های تند، تورهایی در شیب صخره میخ کوب کرده سپس با حفر چاله اقدام به غرس نهال نمائید.

 در شیب‌های تند تر به کمک میخ و تخته سکوهایی ایجاد کنید. به این ترتیب چندین سطح به وجود خواهد آمد. با گذشت یک تا دو سال و با استقرار کامل گیاه می‌توان تخته‌ها را برداشت (شکل b 2) (1).

توجه: برای ایجاد سکو از الوار استفاده نکنید چون خیلی زود خواهند پوسید.

در مناطق ریگزار که سرعت فرسایش بالاست به منظور کاهش فرسایش توری‌هایی از جنس الیاف نارگیل یا مواد مشابه تهیه کرده و در سطح سراشیبی میخ کوب کنید (شکل e 2). این عمل باید قبل از کاشت گیاه صورت گیرد. سپس بر روی توری حفراتی ایجاد کرده و گیاه مورد نظر را در آن بکارید. بهتر است از گیاهانی که ریشه راست داشته و بخش هوائی آنها بر روی زمین حالت گسترده دارد استفاده شود زیرا در جلوگیری از فرسایش مؤثر هستند(1). در صخره‌های متخلخل با حفر گودال، گیاه را در آن می‌کارند (شکل c 2) (1).

در شیب‌های تند که خطر فرسایش بیشتر بوده و مناسب کشت و کار نمی‌باشند بهترین کار ایجاد دیوار محافظ می‌باشد.به جای آن می‌توان در قاعده سراشیبی‌های تند اقدام به کاشت گیاهان رونده نموده و آنها را به سمت بالا هدایت نمود و یا گیاهان رونده را نزدیک به خط الرأس سراشیبی‌ها کاشت و به سمت پائین شیب هدایت کرد (شکل d 2) (1).

علاوه بر گونه‌های مقاوم پاپیتال که برای این منظور مناسب هستند می‌توان از گیاهانی نظیر کلماتیس مونتانا، کلماتیس شرقی، لونیسرا ژاپونیکا و موچسب استفاده نمود (اگر این گیاهان در دامنه‌های جنوبی کاشته می‌شوند باید مسئله آبیاری منظم را مد نظر قرار داد).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پوشش در استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:دوشنبه 30 تیر 1393-07:18 ب.ظ

در گیلان مردم به دلیل وجود طبیعتی زیبا و مملو از رنگ، کمتر از رنگ مشکی استفاده می‌کردند مگر زنان مسن که آنان نیز تنها لچک خود را که زیر روسری بسته می‌شد از این رنگ تیره انتخاب می‌کردند. مردم گیلان در گذشته برای عزا نیز لباس‌های کهنه و مندرس خود را به تن می‌کردند و از پوشیدن لباس سیاه امتناع می‌کردند.

پوشاک بانوان استان گیلان

روسری، سربند (لچک)، پیراهن یا جمه، جلیقه، کت، الجاقبا، دامن، شلیته، شلوار و چادر کمر از جمله بخش‌های اصلی لباس محلی بانوان گیلان است. هر تکه از لباس زن گیلانی کاربردی داشته که با تغییر شرایط، نیاز به آن از بین رفته و کم کم حذف شده است.

الجاقبا: این پوشش از مخمل یا پارچه چادرشب دوخته می‌شود و پوشش زنان در کوهستان‌های شرقی و قاسم‌آباد می‌باشد.

شلیته یا کوتاه تومان (تنبان): این تن‌پوش دامنی کوتاه و پرچین است که به آن «گرد تومان» نیز می‌گویند. در مرکز و شرق گیلان دامن بلند چین‌داری مرسوم است که به آن دراز تومان (تنبان) می‌گویند و در غرب گیلان در زبان تالشی «شلار» نام دارد.

چادر کمر: چادر کمر پوششی است که بانوان گیلانی آن را به کمر می‌بندند و بانوان ساکن جلگه به آن «کمردبد» می‌گویند. بانوان چادر را هنگام کار کشاورزی مثل چیدن برگ سبز چای، وجین و چیدن مرکبات در هوای سرد و هنگامی که مجبورند ساعت‌ها به شکل خمیده کار کنند، به دور کمر می‌بندند زیرا بستن آن علاوه بر گرم نگه داشتن آنان، از کمر درد جلوگیری می‌کند همچنین از آن برای بستن کودک به پشت هنگام کار کردن استفاده می‌شود.

لباس‌های محلی زنان گیلان را می‌توان به سه بخش شرق، غرب و مرکز تقسیم‌بندی کرد. لباس زنان شرق گیلان به لباس «قاسم‌آبادی»، لباس زنان غرب گیلان «تالشی» و لباس زنان مرکز گیلان با عنوان «رسوخی» معروف است. لباس «رسوخی» بیشتر در شهر ماسوله دیده می‌شود که یادگار زمان قاجار است و از شهرهایی مانند زنجان به گیلان رسوخ کرده است. پارچه‌هایی که در لباس زنان شرق و غرب گیلان به کار می‌رود نیز متفاوت است. در لباس زنان غرب گیلان متن پارچه‌های لباسی دارای گل‌های رنگارنگ و درشت است در حالی که در لباس زنان شرق گیلان زمینه پارچه ساده و یکرنگ است و تزئینات آن از نواردوزی‌هایی با رنگ‌‌های مختلف تشکیل شده است. هر چه به کوهپایه‌های گیلان نزدیک‌تر می‌شویم، نوع پارچه ضخیم‌تر می‌شود مثلاً ساکنان دیلمان بیشتر از پارچه مخمل استفاده می‌کنند و آن‌هایی که در جلگه زندگی می‌کنند، لباس‌هایشان از جنس ابریشم است.

لباس زنان غرب گیلان دارای زنان غرب گیلان دارای زیبایی خاص و منحصر به فردی است. لباس زنان تالشی در نمای کلی و در غربی‌ترین منطقه تالش شامل روسری یکدست سفید، جلیقه که گاهی با سکه‌های درشت تزئین می‌شود، پیراهن بلند تا مچ پا و دامنی که در فارسی شلیته و در زبان محلی شلار نامیده شده و زنان تالشی چند شلار را روی هم می‌پوشند. بلندی پیراهن و شلیته مشخص‌کننده بخش‌های مختلف غرب گیلان است به طور مثال در غربی‌ترین منطقه تالش (هشتپر) پیراهن بلند و در ماسال پیراهن کوتاه تا بالای زانو می‌باشد.

لباس زنان شرق گیلان و منطقه قاسم‌آباد در شهرستان رودسر دارای ویژگی فرهنگی خاصی است. لباس زنان قاسم‌آباد به دلیل تنوع رنگی زیاد و جذابیت بالا بسیار معروف بوده و عمومیت پیدا کرده است به طوری که نشانه‌هایی از این لباس در نقاط دیگر جلگه شرق گیلان دیده می‌شود. این لباس شامل یک روسری زیرین به نام «مندیل» می‌باشد که به جای آن از کلاه نیز استفاده شده و با تعداد زیادی سکه در قسمت پیشانی تزئین می‌شود. البته این کلاه مختص قاسم‌آباد نیست. جلیقه آن مانند جلیقه‌های دیگر است با این تفاوت که با سکه تزئین می‌شود. پیراهن قاسم‌آبادی تفاوت خاصی با پیراهن‌های نقاط مختلف گیلان دارد.

لباس‌های دیلمان نیز بسیار زیبا دوخته می‌شود. ویژگی‌های این لباس عبارتند از استفاده از دوخت‌های ابتدایی که سطح لباس را به حالت گسترده‌ای با نخ‌های رنگی و به وسیله دست بخیه ساده می‌زدند، طرح گل و گلدان و ماه و ستاره که در معماری ایران استفاده می‌شده از جمله طرح‌هایی است که به همراه طرح زیگزاگ در این لباس وجود دارد. همچنین در دیلمان نوعی از دامن زنانه با حفظ نشانه‌های تاریخی آن از پارچه مخمل دوخته می‌شود. لباس دیلمانی سراسر سکه‌دوزی شده است.

به طور کلی لباس محلی بانوان گیلانی به واسطه تنوع رنگ و نوع پوشش، یکی از بهترین انواع لباس‌های محلی ایران است.

            

                                                                     لباس محلی رودسر                                                                      لباس محلی املش

             

                                                                                    لباس محلی تالش                                   لباس محلی عمارلو (شهرستان رودبار)

لباس مردان استان گیلان

سرپوش مردانه (کلاه): کلاه پوششی است که مردان از پوست، شال و پارچه به شکل‌های مختلف می‌دوزند و بر سر می‌گذارند. کلاه‌های مردان گیلانی کلاهی است که در روستاها استفاده می‌شود که در نواحی مختلف استان متفاوت است.

کلاه مردان غرب گیلان عبارتست از شال کلاه که از پارچه پشمی به رنگ مشکی و رنگ‌های متمایل به آن بافته می‌شود و در زمستان مورد استفاده قرار می‌گیرد. از این کلاه چوپانان نواحی غرب گیلان نیز در زمستان استفاده می‌کنند. کلاه چالگیزی یا چلگیزی کلاه که در نواحی کوهستانی هشتپر استفاده می‌شود. کلاه ترک‌دار یا چهارگوش که از جنس پارچه سفید است و در تابستان مورد استفاده قرار می‌گیرد و کلاه عرق‌چین که سرپوش توری شکل و به رنگ سفید است و در تابستان و در هنگام خواب کاربرد دارد. کلاه مردان شرق گیلان نَمَت کلاه نامیده می‌شود که از جنس نمد بوده و به شکل تخم‌مرغی بلند، کوتاه و یا چهارگوش است. این کلاه خردلی رنگ را در روز عروسی بر سر داماد قرار می‌دهند. چوپانان نواحی شرق گیلان از کلاهی به نام پوستین کلاه استفاده می‌کنند که از پوست بره دوخته می‌شود. مردان در هنگام ماهیگیری و زراعت در شالیزار، از کلاه حصیری استفاده می‌کنند.

تن‌پوش مردانه: مردان در استان گیلان در مواقع مختلف از پیراهن‌های مختلف استفاده می‌کنند. نوعی از آن‌ها، پیراهنی از جنس پارچه نخی به رنگ سفید یا آبی است که دارای یقه 3 سانتی بوده و از جلو باز می‌شود. این پیراهن دارای آستین راسته با مچ است. نوعی دیگر از پیراهن توسط چوپانان مورد استفاده قرار می‌گیرد که در شرق گیلان به چپ یقه موسوم است. کِش پیرهن نیز نوعی پیراهن زیر است که در زمستان و پاییز پوشیده می‌شود. در مواقع عروسی دامادها نوعی پیراهن به تن می‌کنند که به رنگ سفید می‌باشد ولی در روستای قاسم‌آباد قرمز رنگ است و شال قرمزی نیز بر روی آن بسته می‌شود.

چوپان‌ها پوششی بلند به نام «باشلاق» بر تن می‌کنند که آب را از خود عبور نمی‌دهد و از برش زدن پارچه‌ بافته شده (پشم شال) به دست می‌آید. ایشان در روز از پوشش کوتاه‌تری به نام «کولاگیر» و در شب از نوع دیگری به نام «شولا» استفاده می‌کنند که هر دو به صورت نمدمالی تهیه می‌شود.

جلیقه: جلیقه را که به آن جلقته یا جلقده می‌گویند، برای فصول پاییز و زمستان از جنس شال و برای بهار و تابستان از پارچه‌های نازک‌تر می‌دوزند.

شلوار: در غرب گیلان شلوار مردان تالش که آن را شلار می‌گویند دارای دمپای تنگ و اغلب به رنگ سیاه، شیری و فلفلی است و جنس آن از پشم می‌باشد. مردان در شرق گیلان نیز شلواری که دمپای آن برای پیرمردان لوله‌ای ساده و برای جوانان دکمه‌ای است می‌پوشند که رنگ آن تیره می‌باشد. در گذشته در قاسم‌آباد رودبار نیز سرشلوار مردانه‌ای به نام قدک می‌دوختند که نوع پارچه آن نخی و رنگ آن مشکی یا سرمه‌ای بود. در غرب و شرق گیلان نیز شلوار تنگی به نام تنگِ تومان رایج بوده است که مردان به هنگام رفتن به جنگل یا مزرعه می‌پوشیدند. در استان گیلان شلوار تنگ چسبانی به نام «دیج» که دارای لیفه‌ای معروف به بندی تومان بود، رواج داشت که بعدها مدل این شلوارها سه دکمه شد و آن را با کمر بند می‌بستند. این شلوار معروف به پیش پولوک یا پیش پولیک یا شلوار جلو دکمه‌دار یا تومان قیش می‌باشد. در کشتی گیله مردی (کشتی گیلان) شلواری به نام لاسپاره می‌پوشیدند.

ماهیگیران در هنگام صید از لباسی به نام فوکا استفاده می‌کنند. این پوشش سرهمی (کفش، شلوار و پیراهن)، از جنس لاستیک داخلی خودروهای سنگین است.

شال کمر: مردان استان گیلان بر روی شلوار و کمر خود شال می‌بستند و آن را «کمر دبد» می‌گفتند. عرض این شال 30-33 سانتی‌متر و طول آن 2-3 متر و به رنگ قهوه‌ای تیره یا سفید بوده است.

کت: مردان تالش از کتی به نام چوخا یا شکه که از شال دوخته می‌شد، استفاده می‌کردند. شکل این کت معمولی و دارای یقه برگردان است. مردان در شرق گیلان و نواحی جلگه‌ای، از پشمه چوخا از جنس شال، کت می‌دوختند.

پاپوش: چوموش که به فارسی چموش گفته می‌شود نوعی پای‌افزار از جنس چرم ساده است که کاملاً بومی بوده و بیشتر ساکنان مناطق کوهستانی گیلان از آن استفاده می‌کردند اما امروزه کاربرد خود را از دست داده است. از امتیازهای این پای‌افزار، سبکی و یکپارچگی آن است. دو نوع چموش وجود دارد. یک نوع آن که مخصوص شکار می‌باشد به «شکار چوموش» معروف است و با بند چرمی به پا بسته می‌شود. نوع دیگر آن فاقد بندهای چرمی است. در تالش دو نوع چموش دوخته می‌شد. نوع مرغوب آن «ختنی» و نوع نامرغوب آن که از پوست دباغی شده دوخته می‌شد، «مازرده» نام داشت. به مرور زمان که دوختن و استفاده از چموش از رونق افتاد، نوع دیگری که از لاستیک تهیه می‌شد به نام «رزین چموش» جای آن را گرفت. ساغری نوعی کفش چرمی بدون پشت و بی‌پاشنه است که روحانیون آن را می‌پوشیدند. ارسی نیز نوعی کفش چرمی پشت‌دار است. چاروق نیز کفش دوخته شده ساده و پشت‌دار از پوست الاغ، اسب یا گاومیش است. نوعی پاپوش بافته شده از نخ کتان یا کنف به نام گیوه وجود دارد که در تابستان استفاده می‌شود. پوتین گالش نوعی گالش است که رویه آن کوتاه است و از جنس چرمی و جلو بنددار است. مردان روستایی به هنگام کار در مزارع یا جنگل، از چکمه پلاستیکی استفاده می‌کنند. چوکوتور (چیکتور) پوشش مورد استفاده به هنگام حرکت روی برف بوده است که زیر چموش می‌بستند. چیک یا چوک به معنای پنجه و تور به معنای بافته می‌باشد. کفش چوبی یا کتله (دمپایی محلی) نوعی پاپوش بوده است که از چوب ساخته می‌شد و دارای دو نوع بود. یک نوع آن دارای یک تسمه کلفت بود که انگشت بزرگ پا داخل آن قرار می‌گرفت. از این پاپوش برای طی راه‌های کوتاه و در حمام‌های عمومی استفاده می‌شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حیات وحش استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:یکشنبه 29 تیر 1393-08:17 ب.ظ

استان گیلان از مهم‌ترین و ارزشمندترین زیستگاه‌های حیات وحش موجود در ایران است. تنوع جانوران استان گیلان بسیار زیاد بوده به گونه‌ای که از مهم‌ترین مناطق پراکندگی پستانداران و پرندگان ایران است. پستانداران از نظر تعداد گونه‌ها نسبت به دیگر گونه‌های جانوری نظیر پرندگان، جمعیت کمتری را شامل می‌شوند ولی به لحاظ ویژگی‌های اکولوژیک و نقش آن‌ها در زنجیره غذایی و ایجاد تعادل حیاتی در اکوسیستم‌های مختلف از ارزش و اهمیت زیادی برخوردارند. از مهم‌ترین پستانداران این استان می‌توان قوچ وحشی و بز کوهی را نام برد. این حیوانات همراه با انواع مختلف گوزن‌ها (مرال یا گاو وحشی و شوکا)، آهوان و تعداد زیادی خوک وحشی (گراز) عمده‌ترین شکار و طعمه حیوانات گوشت‌خوار را تشکیل می‌دهند. خرس قهوه‌ای (بزرگ‌ترین پستاندار استان گیلان)، اسب، ببر، خرگوش، سگ، سنجاب، پلنگ، سیاه گوش، گربه وحشی (به زبان محلی؛ ایشپیتکا)، شغال، کفتار، روباه، گاوهای کوهان‌دار، گاومیش، فُک خزر (تنها گونه پستاندار آبزی در استان گیلان که گوشت‌خوار می‌باشد)، گورکن، شنگ (که به سگ آبی و یا سمور آبی معروف است) و گرگ از دیگر پستانداران این استان می‌باشند.

      

استان گیلان به دلیل دارا بودن سواحل طولانی و آبگیرهای طبیعی به ویژه تالاب انزلی و دریاچه‌های آب شیرین و پوشیده از نیزارهای انبوه خود از مناطق مهم و متنوع پرندگان بومی و مهاجر است. قرقاول، کبک و انواع بلدرچین از پرندگان مهم بومی منطقه هستند. سالانه 10 تا 12 میلیون از انواع اردک، غاز و قو در مسیر مهاجرت به جنوب، یک تا سه ماه از عمر خود را در استان گیلان سپری می‌کنند. حضور پرندگان در این منطقه علاوه بر تغذیه و معیشت، از جهاتی دیگر حائز اهمیت می‌باشد از جمله کنترل امراض و آفات گیاهی در آب‌بندها و آبگیرهای طبیعی، مبارزه بیولوژیکی با امراض و آفات کشاورزی، تأمین کود مورد نیاز گیاهان، بالا بردن میزان حاصلخیزی خاک و از بین بردن حشرات و جوندگان موذی.

    

در نتیجه تحقیقات صورت گرفته مشخص شده است که کلیه ماهیان حوزه شمال اعم از دریا و رودخانه بالغ بر 147 گونه است. ماهیان این استان عبارتند از فیل ماهی، شیب، اوزون برون، تاس ماهی، کپور، ماش ماهی، سس ماهی، سیم، اردک ماهی، آزاد ماهی، اسبله، سفید ماهی، سوف، قزل آلا، کفال، کولی، کیلکا، مار ماهی و ماهی شور.

علاوه بر این انواع خزندگان همچون مارها، سوسمارها و لاک‌پشت‌ها در این استان به وفور یافت می‌شوند.

مناطق حفاظت شده استان گیلان

استان گیلان به لحاظ خصوصیات زیست محیطی خود، یکی از زیباترین مناطق ایران است که گونه‌های نادری از گیاهان و حیات وحش را در خود جای داده است. مناطق حفاظت شده استان گیلان عبارتند از پناهگاه حیات وحش (تالاب) سِلکِه در صومعه سرا، منطقه حفاظت شده (تالاب) سرخانکل در بندر انزلی، منطقه حفاظت شده ناواسالم در طالش، منطقه حفاظت شده تالاب استیل در آستارا، منطقه حفاظت شده آلالان در طالش، منطقه حفاظت شده (تالاب) سیاه کِشیم در بندر انزلی، منطقه حفاظت شده لیسار در طالش، منطقه حفاظت شده لوندویل در آستارا و منطقه حفاظت شده (تالاب بین‌المللی) امیر کلایه در لاهیجان که در بخش تالاب‌های استان گیلان به برخی از آن‌ها اشاره شده است.

منطقه حفاظت شده سیاه رود: این منطقه در 35 کیلومتری شمال شرقی شهرستان رودبار واقع شده و از تاریخ 15 دی ماه سال 1378 خورشیدی مورد حفاظت قرار گرفته است. مساحت این منطقه 28289 هکتار می‌باشد که حدود 5 الی 6 هزار هکتار آن جنگل‌های نیمه متراکم و بقیه اراضی مرتعی و اراضی کشاورزی و درختان جنگلی پراکنده است. روستاهای زیادی در داخل محدوده این منطقه پراکنده و جاده آسفالته توتکابن به داماش از وسط آن عبور کرده و قله بلند درفک در ناحیه شمالی آن قرار گرفته است. این منطقه دارای چشم‌اندازهای طبیعی و زیبایی است و مهم‌ترین گونه‌های گیاهی آن عبارتند از راش، ممرز، بلوط، افرا، نمدار، انجیلی، سرخدار، خرمندی، گردو، گیلاس وحشی و زالزالک.

    

بخش وسیعی از این زیستگاه از اراضی مرتعی و کشاورزی تشکیل شده است و در ناحیه جنوبی بخش اراضی مرتعی منطقه رویشگاه اثر طبیعی ملی سوسن چلچراغ است. این گیاه به عنوان یک اثر ملی به ثبت رسیده است.

از مهم‌ترین گونه‌های جانوری این منطقه می‌توان به مرال، شوکا، پلنگ، خرس، گراز، گربه جنگلی، شغال، تشی، راسو و پرندگانی نظیر کبک، ابیا، دارکوب، عقاب جنگلی، دلیجه و بحری اشاره نمود.

پناهگاه حیات وحش لوندویل: در حدّفاصل بین بخش لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده و از جنوب به شهر لوندویل، از شمال به شهر آستارا، از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا- لوندویل منتهی می‌شود. مساحت این منطقه بیش از 1074 هکتار می‌باشد. این منطقه در سال 1352 به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد و طی مصوبه شماره 63 مورخ 21 مرداد سال 1354 خورشیدی شورای عالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست پیوست. ارتفاع متوسط این منطقه 20 متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. این منطقه دارای اقلیم خیلی مرطوب و معتدل با دمای سالانه 15 درجه سانتی‌گراد می‌باشد. این منطقه نمونه‌ای منحصر به فرد از باقیمانده جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است و حدود یک سوم آن از برکه، آب‌بندان و تالاب‌های مشجر تشکیل شده است. از گونه‌های مهم گیاهی می‌توان به نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و ... اشاره نمود. این پناهگاه شامل زیستگاه‌های متنوع آبی و خشکی برای جانوران است و 125 گونه جانوری در این منطقه شناسایی شده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها گوزن زرد، مارال ایرانی، خرس قهوه‌ای، روباه معمولی، گراز، سمور آبی، گورکن، فُک دریای خزر، شغال، سیاه کاکل، پری شاهرخ، قوی فریادکش، قوی گنگ، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار، فیلوش، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب، کاکائی، پرستوهای دریایی، آبچلیک، حواصیل، سهره‌، قرقاول و درنا می‌باشند.

    

منطقه حفاظت شده لیسار: این منطقه در شمال شهرستان تالش قرار دارد و سیمایی متشکل از ساحل، اراضی جلگه‌ای و کوهستانی دارد. مساحت این منطقه 31142 هکتار می‌باشد و از سال 1356 خورشیدی مورد حفاظت قرار گرفته است.

    

از گونه‌های شاخص گیاهی منطقه می‌توان به شیردار، راش، ممرز، پلت، افرا، لرگ، توسکا، شب‌خُسب، صنوبر، درختچه‌های انار وحشی، گوجه جنگلی، تمشک، لیلکی، گونه‌های علفی همیشک، شبدر، گزنه، نی، لویی و ... اشاره کرد. جنگل‌های این منطقه که از نوع جنگل‌ها پهن برگ هیرکانی می‌باشند، طیف وسیعی از جانوران شامل همچون مرال، شوکا، خرس، پلنگ، گربه وحشی، سیاه گوش، کل، بز، قوچ، میش، گرگ، روباه، کبک، کبک دری و انواع پرندگان شکاری را در خود جای داده است.

کلمه لیسار به معنی «محل درخت لی» (نارون) می‌باشد. لی درختی است که در جنگل‌های ایران یافت می‌شود و در نجاری به کار می‌رود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پوشش گیاهی استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:شنبه 28 تیر 1393-09:16 ب.ظ

استان گیلان به دلیل برخورداری از مواهب طبیعی و رژیم حرارتی مدیترانه‌ای، پوشش گیاهی بسیار متنوعی را دارا می‌باشد و همین پوشش گیاهی و سرسبزی استان گیلان بارزترین ویژگی گردشگری طبیعی این استان است. هرچند که بهره‌برداری‌های غیرمعقول از گذشته‌های دور تاکنون آسیب‌هایی را به آن وارد ساخته و وسعت آن را کاهش داده است اما با این حال بالغ بر یک سوم از مساحت استان را جنگل‌ها پوشانده‌اند. سراسر دامنه جنوبی البرز در منتهی‌الیه دشت گیلان از پوشش جنگلی انبوه برخوردار است. این پوشش جنگلی در برخی نقاط از دشت‌ها و حتی کناره‌های دریای خزر نیز به چشم می‌خورد و برحسب ارتفاع از سطح دریا دارای مشخصات متغیری هستند به طوری که در ارتفاعات بین صفر تا 900 متر بیشتر درختان بلوط و ممرز، در نقاط پست از درختان بید، بیدمشک و توسکا پوشیده شده است. در ارتفاعات تا 1800 متر جنگل‌های راش و سایر نباتات صنعتی دیده می‌شوند. به طور کلی درختان جنگلی استان گیلان عبارتند از توسکا، آزاد، ممرز، راش، بلوط، ازگیل، توت، تمشک، انبو، گردو، انجیر، فندق، کهل، انار جنگلی (ترش)، افرا، گوجه سبز، ضمه و ولیک.

جنگل‌های سراوان (در نزدیکی رشت)، جنگل‌های تالش، جنگل‌های لاهیجان و جنگل‌های دیلمان از جمله جنگل‌های زیبا و دیدنی استان گیلان می‌باشند.

    

پس از مرز جنگل، استپ‌های کوهستانی متشکل از بوته‌های خشک، گیاهان خاردار و علف‌زارها می‌رویند که در واقع مراتع این استان را تشکیل می‌دهند و دلیل وجود این گیاهان استپی کوهستانی سازگار با محیط خشک در این ارتفاعات، نفوذ هوای بسیار خشک فلات ایران در دامنه‌های شمالی البرز است.

علاوه بر پوشش گیاهی جنگلی و مراتع، بنابر اظهارات مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان، 315 گونه گیاه دارویی شناسایی شده‌اند که متعلق به 216 جنس از 83 خانواده گیاهان خودروی وحشی است. از 1800 گونه گیاهی استان بیش از 450 گونه، گیاه دارویی هستند که این گیاهان حدود 25 درصد پوشش گیاهی استان را تشکیل می‌دهند.

                  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چشمه های استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:جمعه 27 تیر 1393-06:14 ب.ظ

چشمه‌های آب معدنی سنگرود: در روستای سنگرود که از توابع دهستان عمارلو شهرستان رودبار می‌باشد دو چشمه جدا از هم ولی نزدیک به هم وجود دارند. یکی از چشمه‌های چشمه آب گاز با حوضچه‌هایی که آب آن از قسمت شمال غربی و از دل کوه خارج می‌شود و از ارتفاعی بلند به سمت سنگ‌های آهکی بستر خود و جنگل اطراف جریان داشته به رودخانه می‌پیوندد و چشمه دیگر چشمه آب کولور است که حوضچه‌ای به شکل مثلث دارد. چشمه آب کولور در درمان رماتیسم و بیماری‌های استخوان و بیماری‌های پوستی مؤثر است.

چشمه کلشتر منجیل: این چشمه در حدود یک کیلومتر پایین‌تر از سد سفیدرود در فاصله 500 متری جاده اصلی قزوین به رشت قرار دارد.

چشمه آب معدنی چشماگل: این چشمه در روستای طالم سه‌شنبه از توابع بخش سنگر در جنوب شرقی رشت در 12 کیلومتری جاده رشت- قزوین قرار دارد. این چشمه در کنار رودی به همین نام واقع شده است و زمین‌های اطراف چشمه رسی و دیواره‌های آن از ماسه سنگ تشکیل شده است. در کنار چشمه درخت تنومندی دیده می‌شود که مورد احترام اهالی منطقه می‌باشد و از آن این چشمه در درمان بیماری‌های پوستی به ویژه جوش‌های صورت و بدن استفاده می‌شود.

چشمه‌ ماستخور: این چشمه در مجاورت روستای ماستخور در 5 کیلومتری رودبار و در جهت غربی سد منجیل قرار دارد. آب این چشمه هنگام خروج گرم و جوشان است. اهالی این منطقه و منطقه علی‌آباد سفلی از گذشته آب چشمه را به خزینه‌هایی می‌ریختند و در آن استحمام می‌کردند. آن‌ها معتقدند که استحمام در آب گرم این چشمه بسیاری از بیماری‌های چشمی، ناراحتی‌های استخوانی و رماتیسمی را درمان می‌کند.

چشمه آب معدنی سجیران: این چشمه در منطقه اشکور علیا از توابع شهرستان رودسر در بالادست روستاهای نیلو، جیرکل و سجیران (در قسمت شمال شرقی) در یک مسیر کوهستانی و جنگلی قرار دارد. آب این چشمه دارای خواص درمانی می‌باشد و برای بیماری‌های کبدی، گوارشی و کلیوی به ویژه سنگ کلیه مفید است به طوری که مبتلایان به سنگ کلیه آب چشمه را در بطری می‌ریزند و به محل سکونت خود می‌برند اما به نظر کارشناسان با از بین رفتن گاز و فعل و انفعالاتی که انجام می‌شود، آب برخی از خواص درمانی خود را از دست می‌دهد و بهتر است با حضور در منطقه از فواید آب این چشمه بهره‌مند شد. آب چشمه سجیران بسیار گواراست و جرم و رسوب را به راحتی و در مدتی کم حل می‌کند. استحمام با آب چشمه سجیران در درمان بیماری‌های پوستی بخصوص قارچ انگشتان و سایر نقاط بدن تأثیر زیادی دارد.

چشمه آب شور لاکان: لاکان منطقه‌ای است واقع در جنوب رشت. در انتهای جاده رشت- لاکان جاده خاکی وجود دارد که در اواسط آن روستای آقا دانا پیر قرار دارد و در شرق جنگلی انبوه و زیبا واقع است که چشمه آب شور لاکان را دربر گرفته است. آب این چشمه دارای مقدار زیادی املاح نمک می‌باشد و دیواره‌های چشمه از رسوب‌های آهکی پوشیده شده است. مردم منطقه این چشمه را مقدس و آب آن را شفابخش می‌دانند به همین دلیل در فصل تابستان برای درمان بیماری‌های پوستی از آب چشمه استفاده می‌کنند.

چشمه آب معدنی داماش: این چشمه معدنی در روستای داماش از توابع بخش عمارلو شهرستان رودبار واقع شده است. روستای داماش در ارتفاع 2200 متری از سطح دریا واقع شده است. مسیر دسترسی به این محل عبور از کمربندی قزوین به سمت گردنه کوهین و خروج از جاده اصلی به طرف لوشان است. پس از طی مسافت 40 کیلومتر منطقه جیرنده واقع شده است که از این زمان با طی مسافت 7 کیلومتر دهکده‌ای کوچک و باصفا در میان دشتی سبز به نام داماش قرار دارد.

چشمه آب معدنی داماش دارای انواع املاح معدنی کلسیم، منیزیم، سدیم و پتاسیم است. شاخه‌ای از آب چشمه به حوضچه‌ای در مرکز روستا هدایت می‌شود و مورد استفاده مردم روستا قرار می‌گیرد و بقیه آن از طریق بسته‌بندی در کارخانه آب معدنی داماش به سایر نقاط کشور ارسال می‌گردد.

چشمه آب معدنی زمزمه: این چشمه در منطقه ماسوله از توابع شهرستان فومن قرار دارد. رنگ آب این چشمه در تمام طول مسیر تا ماسوله رودخان نارنجی رنگ است و به دلیل مجاورت با معدن آهنی که در گذشته فعال بوده است، طعم تلخی دارد و اهالی منطقه آن را با شکر مخلوط کرده و برای درمان بیماری‌های ریوی و گوارشی از آن استفاده می‌کنند.

چشمه آب معدنی علی زاخونی: این چشمه در منطقه ماسوله از توابع شهرستان فومن واقع است. آب این چشمه دارای بیکربنات می‌باشد که در درمان بیماری‌های گوارشی مؤثر است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آبشار های استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:پنجشنبه 26 تیر 1393-10:12 ب.ظ

آبشار لاتون (بارزاو): این آبشار در 15 کیلومتری جنوب شهرستان آستارا در روستای کوته مومه از توابع شهر لوندویل قرار دارد. ارتفاع تقریبی این آبشار 105 متر است و از لحاظ ارتفاع، مرتفع‌ترین آبشار استان گیلان به شمار می‌رود که در تمام طول سال آب دارد ولی حجم آن در فصول مختلف متفاوت است.

این آبشار از دامنه‌های شرقی کوه اسپیناس سرچشمه می‌گیرد و به رودخانه 17 کیلومتری لوندویل که خود نیز از کوه اسپیناس سرچشمه می‌گیرد سرازیر می‌شود و با شیب تندی به سمت کوته کومه و لوندویل حرکت کرده و در انتها وارد دریای خزر می‌شود. فاصله از روستای کوته کومه تا آبشار حدود 6 کیلومتر است که در این فاصله در حدود 750 متر به ارتفاع افزوده می‌شود. مسیر صعود آبشار از تپه‌های جنگلی و بسیار زیبایی تشکیل شده است و در طول مسیر چشمه‌های فراوانی با آب‌ خنک و قابل آشامیدن دیده می‌شود. در این مسیر یک روستای قدیمی به نام آسیو شوان وجود دارد که تقریباً خالی از سکنه است. در زبان تالشی «آسیو» به معنای آسیاب و «شوان» به معنای کنار رودخانه می‌باشد. در انتهای مسیر نیز پرتگاه‌هایی خطرناک و مرگبار وجود دارد که از فاصله 500 متری قابل مشاهده است.

در حاشیه آبشار یکی از زیباترین جنگل‌های متراکم بکر و دست نخورده استان با انبوهی از درختان آلو، به، گلابی، گردو، فندق و سیب وحشی وجود دارد که 9 ماه از سال از سرسبزی و طراوت خاصی برخوردار است. از جانوران این منطقه می‌توان به گرگ، گراز، جوجه تیغی، اسب، گاو و به ندرت خرس اشاره کرد. در نزدیکی آبشار لاتون کلیه امکانات رفاهی همچون پارکینگ، بوفه، سرویس بهداشتی، آبگرم معدنی و اتاق‌های کرایه‌ای جهت اقامت کوتاه وجود دارد.

آبشار ویسادار: رضوانشهر به دلیل واقع شدن در حدّفاصل جنگل و دریا، از آب و هوای ییلاقی مطبوع، چشمه‌های آب معدنی، رودخانه‌های دائمی و همچنین آبشارهای خیره‌کننده و چشم‌اندازهای زیبایی برخوردار است. آبشار ویسادار در 15 کیلومتری پره‌سر از معروف‌ترین جلوه‌های طبیعی این شهرستان است. این آبشار بر روی رودخانه لمیر و در کنار جاده جنگلی منتهی به روستای لمیر واقع شده است که می‌توان از روی یک پل فلزی، به خوبی عظمت و زیبایی آن را مشاهده نمود.

آبشار آبویار: این آبشار در مسیر دسترسی به آبشار ویسادار و در نزدیکی روستای آبویار از توابع رضوانشهر قرار دارد.

آبشار آسیابگا: این آبشار در ارده از توابع شهرستان رضوانشهر می‌باشد که مسیر دسترسی به آن از کنار رودخانه زیبای شفارود می‌گذرد.

آبشار لونک: آبشار لونک از دو آبشار کوچک و بزرگ تشکیل شده است و در منطقه جنگلی کنار جاده کوهستانی سیاهکل به دیلمان پس از شهر سیاهکل قرار دارد و فاصله آن تا شهر سیاهکل حدود 35 کیلومتر است. این آبشار در فصل بهار و پاییز آب فراوانی دارد و در تابستان کم‌آب می‌باشد.

آبشار زمرد حویق: این آبشار یکی از زیباترین پدیده‌های طبیعی شهرستان تالش و استان گیلان است که در تمام فصول سال دوستداران طبیعت را به سوی خود جذب می‌کند. فاصله این آبشار از بازار شهر حویق 9 کیلومتر است که بخشی از آن آسفالت و بخشی دیگر خاکی و کوهستانی است.

آبشار بابا ولی: آبشار بابا ولی در 3 کیلومتری روستای بابا ولی از توابع سیاهکل و در حدود 5 کیلومتری جاده دیلمان سیاهکل به آسیاب قرار دارد. ارتفاع این آبشار حدود 20 متر می‌باشد و از نوع آبشارهای فصلی است. برخلاف دیگر آبشارهای استان گیلان که اطراف آن‌ها جنگل می‌باشد، این آبشار در میان صخره‌ها واقع شده است.

آبشار خلشکو: این آبشار در بخش کلیشم از توابع شهرستان رودبار در نزدیکی استخر طبیعی خلشکو واقع شده است.

آبشار آسیاب رود: این آبشار در روستای نوده فاراب از توابع شهرستان رودبار بعد از روستای انبوه قرار دارد.

آبشار دودوزن: این آبشار در روستای خرمکش از توابع شهرستان شفت قرار دارد و یکی از زیباترین آبشارهای استان گیلان محسوب می‌شود. فاصله این آبشار تا شفت 24 کیلومتر می‌باشد که برای رسیدن به این آبشار بعد از شفت باید از روستاهای عثماوندان، احمد سرگوراب، نصیر محله، شالما، سفید مزگی، لپوندان، علیسرا و سیاه مزگی عبور نمود تا به منطقه خرمکش رسید.

آبشار سیاه تاش: آبشار سیاه تاش در 20 کیلومتری مرکز شهرستان املش در بخش رانکوه قرار دارد. این آبشار بیش از 50 متر ارتفاع دارد و دیواره سنگی دامنه کوه زیبایی آن را دوچندان نموده است. همه ساله در فصل بهار و تابستان تعداد زیادی از گردشگران، کوهنوردان و دوستداران طبیعت به این منطقه مراجعه می‌نمایند.

آبشارهای ماسوله: شهر ماسوله در جنوب غربی استان گیلان در 20 کیلومتری شهر ماکلوان و 36 کیلومتری شهر فومن و 60 کیلومتری شهر رشت قرار دارد. آبشارهای ماسوله به صورت پراکنده در نقاط مختلف آن دیده می‌شوند و اگرچه در پی سیل‌های سالیان اخیر دستخوش تغییراتی شده‌اند ولی همچنان مورد توجه دوستداران طبیعت می‌باشند. از جمله آبشارهای ماسوله آبشار کوشم ماسوله است که در انتهای دره جنگلی ماسوله و در ارتفاعات این منطقه واقع شده و ارتفاع آن به حدود 30 متر می‌رسد. مسیر دسترسی به این آبشار با شیبی ملایم و در امتداد رودخانه و در جهت مخالف جریان آب است که پس از حدود یک ساعت کوه‌پیمایی و گذر از چند آبشار کوچک دیگر، در انتهای تنگه دیواره‌ای سنگی دیده می‌شود که آب از بالای آن به پایین فرو می‌ریزد. از دیگر آبشارهای این منطقه می‌توان به آبشار ماسوله رودخان با ارتفاع بیش از 20 متر، آبشار خرم بو (خربو)، آبشار توریشوم و آبشار لارچشمه نیز اشاره کرد که جلوه‌ای بسیار زیبا دارند.

    

آبشار وِرَزان: این آبشار در فاصله 36 کیلومتری شمال غربی شهر تالش و 22 کیلومتری جنوب دریاچه نئور (در استان اردبیل) در روستای ورزان که در ضلع شمال غربی سوباتان واقع شده و فاصله آن تا شهرک سوباتان حدود 4 کیلومتر است قرار دارد. آب رودخانه ورزان یکی از شاخه‌های اصلی رودخانه لیسار است که از چشمه‌های ییلاقات بالادستی سرچشمه گرفته و در مسیر خود هنگام ریزش از صخره‌های عظیم ورزان، آبشار زیبا و دیدنی که ارتفاع آن حدود 30 متر است را تشکیل می‌دهد.

آبشار شیطان کوه: شیطان کوه را که در گذشته شاه‌نشین کوه می‌نامیدند، کوهی در شرق شهر لاهیجان با ارتفاع حدود 60 متر است که در داخل آن آبشاری مصنوعی ایجاد شده است. این آبشار زیبا با ارتفاع تقریبی 24 متر از بدنه شیطان کوه به پای کوه سرازیر می‌شود و به وسیله پمپاژ آب از استخری که در مقابل آن است و به استخر لاهیجان معروف است، تغذیه شده و حوضچه‌هایی برای تخلیه و حرکت آب در پایین آن احداث شده است. در کنار این آبشار یک راه پلکانی تا قله کوه وجود دارد که گردشگران با پشت سر گذاشتن بیش از 750 پله که از کنار آبشار و پای کوه آغاز شده و از داخل درختان سرسبز می‌گذرد، به قله کوه و فضای سرسبز بالای آن به نام «بام سبز» لاهیجان می‌رسند. این محوطه سبز و زیبا به وسیله گذرگاهی به قسمت جنوبی پای کوه منتهی می‌شود.

آبشار لاس پشت (روستای لپوندان)، آبشار دیواکل (روستای علیسرا)، آبشار وزنه بن (روستای سفید مزگی) و آبشار دیوان دره (روستای طالقان) از جمله آبشارهای شهرستان شفت می‌باشند. آبشار گیلون رود نیز از یکی از آبشارهای استان گیلان است که در شهرستان فومن واقع شده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دریاچه ها و تالاب های استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:چهارشنبه 25 تیر 1393-08:10 ب.ظ

دریاچه خزر: دریاچه خزر یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های جهان و مهم‌ترین دریاچه ایران است که در شمال کشور واقع شده است و با کشورهای روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان همسایه است.

این دریای بسته باقیمانده‌ای از دریای قدیمی پاراتِتیس است که بر پایه پژوهش‌های زمین‌شناسان روسی حدود 11 هزار سال پیش، پس از جدایش دریاهای سیاه و مدیترانه، مستقل شده است.

نام رسمی این دریاچه در زبان فارسی «دریای خزر» است ولی همان گونه که در مورد بسیاری دیگر از عوارض جغرافیایی جهان رایج است، برای دریای خزر نیز نام‌های متفاوتی در زبان‌های مختلف استفاده شده است. در زمان قدیم نام این دریاچه از نام اقوامی که در ساحل آن زندگی می‌کردند همچون طبرستانی‌ها، گرگانی‌ها یا هیرکانی‌ها گرفته شده و دریای هیرکانی، دریای طبرستان یا دریای تپوران، دریای گیلان، دریای دیلم، دریای آلبانی (در قفقاز) و دریای کاسپی خوانده شده است. خزر نام قومی بوده است که در شمال غربی دریای خزر و میان دریای خزر و دریای سیاه سکونت داشتند و پیرو دین یهودیت بوده‌اند. بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا باب الابواب در شمال قفقاز در عهد ساسانیان که برای جلوگیری از حملات قوم خزر صورت گرفت، هنوز پابرجاست.

این دریاچه با مساحت حدود 436 هزار کیلومتر مربع، 1200 کیلومتر طول و 220 تا 550 کیلومتر عرض دارد و حجم آب آن بیش از 77 هزار کیلومتر مکعب است. عمق این دریاچه در بخش شمالی 10 تا 12 متر و در بخش میانی تا 770 متر است و عمیق‌ترین نقطه آن در بخش جنوبی تا 1000 متر نیز می‌رسد. بیش از دو سوم حجم آب دریای خزر در بخش جنوبی است و نزدیک به یک سوم در بخش مرکزی و فقط حدود یک دهم درصد به بخش شمالی تعلق دارد. این دریاچه از طریق رود ولگا و کانال ولگا- دن که مجهز به حوضچه‌های تنظیم سطح آب و برقراری هم‌ترازی آب است، به طور غیرمستقیم با دریای بالتیک و دریای سیاه ارتباط دارد. بخش شمالی خزر شیب بسیار ملایمی دارد و بخش میانی و جنوبی آن با یک برجستگی زیرآبی به نام برجستگی سرت، در حدّفاصل دماغه باکو و خلیج قره بغار (ترکمنستان) با امتداد شمال غربی- جنوب شرقی، از یکدیگر جدا می‌شوند. این برجستگی ادامه کوه‌های قفقاز است و عمق آب روی آن از 200 متر تجاوز نمی‌کند. این برجستگی مانع جریان آب در سطح دریاچه نمی‌شود. دمای آب دریاچه در تابستان تقریباً در همه جا برابر است ولی در زمستان بخش شمالی آن حداقل چهار ماه از سال دمای زیر صفر دارد و یخبندان است در صورتی که در جنوب آن هیچ گاه یخبندان صورت نمی‌گیرد.

آب دریاچه خزر از نوع ترکیبات دارای کلسیم، منیزیم و سولفات است و میزان نمک‌های محلول آن بین 12 تا 13 گرم در لیتر است که به تقریب یک سوم شوری آب دریاهای آزاد و اقیانوس‌هاست. شیرین‌ترین بخش آب دریاچه مربوط به نواحی نزدیک به مصب رودخانه ولگا و شورترین بخش آن مربوط به خلیج قره بغاز می‌باشد که در آن تبخیر بیش از ورودی آب به دریاچه است.

از منابع مهم این دریا(چه) ذخایر نفت و گاز موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را می‌توان نام برد.

طول ساحل دریا در استان گیلان به 220 کیلومتر می‌رسد و شهرهای رودسر، چابکسر، کلاچای، کیاشهر، بندر انزلی و آستارا در کنار دریا قرار دارند.

 

دریاچه سراگاه: این دریاچه در حدود 10 کیلومتری بخش مرکزی شهرستان تالش در روستایی به نام سراگاه قرار دارد و آب آن از چشمه‌های اطراف تأمین می‌شود. این دریاچه محل پرورش ماهی نیز می‌باشد.

استخر نورماس: این استخر طبیعی در روستای کلاچ خندان از توابع دهستان جیرده که در بخش مرکزی شهرستان شفت واقع شده است، قرار دارد.

استخر عینک: استخر عینک تالاب طبیعی بسیار زیبایی است که در غربی‌ترین نقطه شهر رشت واقع شده است و بعد از تالاب انزلی از نظر مساحت، دومین تالاب طبیعی استان گیلان به شمار می‌رود. طول این تالاب بیش از 5000 متر و عرض متوسط آن 150 متر می‌باشد. پایین‌تر بودن ارتفاع شهر رشت نسبت به آب‌های آزاد، بارش‌های فراوان جوی و آب‌های مازاد حاصل از اراضی کشاورزی شهر رشت و شهرستان فومن و شفت که راه ورود به رود را ندارند، از عوامل به وجود آورنده این تالاب طبیعی می‌باشند. این تالاب با عبور جاده خاکی و کانال آب به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم می‌شود همچنین آب این استخر به وسیله کانال، به زمین‌های شالیزاری که در سمت شمال و استخر قرار دارند، برده می‌شود. در اطراف این استخر گیاهانی همچون نِی می‌رویند که به دلیل شرایط مساعد آب و هوایی، هر ساله بخش‌های زیادی از آب استخر را اشغال می‌کنند. پیشروی این گیاهان موجب کم شدن مساحت آب استخر می‌شود همچنین سطح آب استخر در بسیاری نقاط پوشیده از جلبک‌های مردابی است به طوری که در بعضی مواقع همانند یک زمین فوتبال به رنگ سبز دیده می‌شود.

استخر طبیعی چماچا: این استخر طبیعی در روستای چماچا از توابع شهرستان شفت واقع شده است. چماچا از روستاهای بسیار قدیمی این شهرستان می‌باشد که از تاریخی بسیار مهم می‌باشد و در نهضت جنگل یکی از پایگاه‌های جنگلیان بوده است. این روستا از نظر اقتصادی نیز بسیار مهم می‌باشد.

استخر لاهیجان: در بخش شرقی لاهیجان و در پایین قله‌ای سرسبز و پوشیده از شمشاد به نام شیطان کوه که در قدیم آن را شاه‌نشین کوه می‌نامیدند، استخری بزرگ به وسعت 17 هکتار و عمقی در حدود 4 متر قرار دارد که در گذشته مخزن آبی برای آبیاری مزارع برنج بوده و توسط آب‌های جاری شده از کوه تغذیه می‌شد. در وسط استخر جزیره‌ زیبایی وجود دارد (در گذشته به آن «میان پشته» گفته می‌شد) که به وسیله یک پل سیمانی طویل، به حاشیه جنوبی استخر متصل شده است. طول حاشیه این استخر نزدیک به 2 کیلومتر بوده که در کنار بلواری زیبا قرار دارد و دور تا دور استخر را احاطه کرده و از مراکز دیدنی و تفریحی مهم لاهیجان می‌باشد.

گفته می‌شود این استخر به دستور شاه عباس صفوی احداث شده است و در قسمت جزیره آن برای خود قصری عظیم جهت سکونت خود در اوقاتی که به لاهیجان می‌آمده، بنا نهاده بود که در حال حاضر هیچ گونه اثری از آن بنا باقی نمانده است.

تالاب انزلی: این تالاب در حدود 40 کیلومتری شمال شهر رشت و در جنوب غربی شهرستان انزلی و دریای خزر قرار دارد. تالاب انزلی از جمله زیباترین مناظر آبی ایران به ویژه استان گیلان است که در داخل آن، جزایر زیبایی وجود دارند.

این تالاب محل تخم‌ریزی آبزیان به ویژه ماهیان سفید و پناهگاه و زیستگاه پرندگان بومی و مهاجر است. در این تالاب بیش از 100 گونه پرنده، 50 گونه ماهی و صدها گونه مختلف از گیاهان و جانوران زندگی می‌کنند و به همین دلیل از مهم‌ترین تالاب‌های جهان محسوب می‌شود که از سال 1354 جزو تالاب‌های بین‌المللی تحت حفاظت واقع شده و مهم‌ترین منبع تکثیر و تولید ماهیان خاویاری و استخوانی دریای خزر است.

    

وسعت این تالاب در فصول زمستان و بهار به علت افزایش بارندگی به حدود 120 کیلومتر مربع می‌رسد و در تابستان و پاییز به حدود 80 کیلومتر تقلیل می‌یابد. با توجه به زیبایی‌های چشمگیر تالاب انزلی، این منطقه می‌تواند به عنوان اکوسیستم آبی- طبیعی، گردشگران زیادی را به خود جلب کند اما متأسفانه از سال 1384 خورشیدی در معرض خطر نابودی قرار دارد.

دو شهر زیبای انزلی و آب‌کنار در ساحل تالاب انزلی قرار دارند.

تالاب بین‌المللی امیر کلایه (شیخ علی کل): تالاب امیر کلایه که در گذشته آن را «شاله کل» نیز می‌نامیدند در بخش شیرجو پشت در شمال لاهیجان و در 28 کیلومتری شمال غربی لنگرود در نزدیکی جاده بندر کیاشهر (حسن کیاده) به لنگرود قرار دارد و یکی از تالاب‌های منحصر به فرد استان گیلان است. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این تالاب در مقایسه با دیگر تالاب‌های استان گیلان این است که این تالاب از معدود محیط‌های تالابی آب شیرین است که تنها در یک کیلومتری دریا قرار دارد. این تالاب توسط چشمه‌های زیرزمینی و تعدادی زهکش که آب مزارع کشاورزی را وارد تالاب می‌نمایند، تغذیه می‌شود. مساحت این تالاب حدود 1230 هکتار است و عمق متوسط آن 1/85 متر می‌باشد و محل زمستان‌گذرانی هزاران قطعه پرنده مهاجر از جمله انواع قو، فلامینگو، پلیکان، اردک، غازهای وحشی، خوتکا، چنگر، گیلار و ده‌ها گونه دیگر است.

این تالاب زیستگاه 11 گونه از انواع ماهیان نظیر سوف، حاجی ترخان، اسبوله، اردک ماهی، کپور و گونه‌های دیگر است که در تنوع بخشی به این اکوسیستم آبی نقش مؤثری دارند. «لای ماهی» از مهم‌ترین گونه آبزیان در این تالاب است که از نظر کارشناسان شیلات، حیات آن حائز اهمیت است. از عمده‌ترین پستانداران منطقه انواع جوندگان، شنگ، راسو و شغال می‌باشند البته در گذشته گراز نیز در منطقه گزارش شده بود که به علت تخریب زیستگاه و شکار بی‌رویه در چند سال اخیر گزارشی مبنی بر وجود این جانور در منطقه نمی‌باشد.

علاوه بر وجود انواع گونه‌های جانوری در این تالاب، این مکان زیستگاه گونه‌های گیاهی آبزی بی‌نظیر نیلوفر آبی، لاله تالابی، مریم آبی و عدسک است. پسته دریایی که در زبان محلی به آن «ثعله باقلی» می‌گویند یکی از گیاهان زیبایی است که در این تالاب می‌روید و محصول آن لاله تالابی است. این گونه گیاهی با کلاهک سبز رنگ و دانه‌های کوچک به رنگ سبز دارای خواص دارویی و درمانی است و در طب سنتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

با توجه به جاذبه‌ها و ویژگی‌های اکولوژیکی این تالاب، این اکوسیستم آبی در سال 1354 خورشیدی در کنوانسیون رامسر با نام «تالاب امیر کلایه» در فهرست تالاب‌های بین‌المللی قرار گرفت و در حال حاضر تحت نظارت سازمان محیط زیست می‌باشد.

تالاب استیل: تالاب زیبای استیل با مساحت 138 هکتار یکی از جاذبه‌های طبیعی شناخته شده و مهم شهر آستارا به شمار می‌رود که در 7 کیلومتری شهر آستارا در حاشیه جاده لوندویل به آستارا قرار دارد. نزدیکی به جاده، تنوع چشم‌اندازهای طبیعی همچون کوهستان، جنگل و مزارع و کشتزارهای اطراف، اهمیت اکوتوریستی این تالاب را دو چندان نموده است. ضلع غربی این تالاب پوشیده از جنگل و پوشش‌های سبز گیاهی است و در ضلع شرقی آن درختان توسکای شناور منظره بسیار جالب توجهی را به وجود آورده است. به علت این که ریشه درختان این تالاب در آب قرار دارد، همواره در پهنای تالاب جابه‌جا شده و حرکت می‌کنند به همین علت تالاب آستارا به تالاب درختان شناور نیز معروف است.

   

از ویژگی‌های مهم این تالاب وجود ماهی‌هایی همچون کپور و اردک ماهی است. این تالاب طبیعی زیستگاه و پناهگاه پرندگان کمیابی می‌باشد که برای زاد و ولد از اروپای مرکزی، ماورای خزر و مناطق قطبی به این منطقه مهاجرت می‌کنند که از این میان چینگیر نوک سرخ مهم‌ترین آن است. همچنین این مکان زیستگاه جانوری به نام نوتریا می‌باشد که نوعی موش جونده است.

    

تالاب استیل از سال 1384 به عنوان یکی از پنج منطقه نمونه گردشگری استان گیلان شناخته شده است و در بهار و تابستان استراحتگاه مسافران بوده و از نظر گردشگری حائز اهمیت می‌باشد. در گویش محلی به این تالاب «هستل» به معنای آبگیر می‌گویند.

تالاب بوجاق (پارک ملی بوجاق): پارک ملی بوجاق با مساحتی بالغ بر 3250 هکتار و ارتفاع متوسط 26 متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد، در شمال شرق شهر رشت در بخش بندر کیاشهر در 20 کیلومتری شهرستان آستانه اشرفیه واقع شده و محل زمستان‌گذرانی پرندگان مهاجر و جوجه‌آوری پرندگان آبزی و کنار آبزی می‌باشد.

قسمتی از تالاب بوجاق به علت اهمیت زیستگاهی به ویژه برای پرندگان مهاجر آبزی به عنوان تالاب بین‌المللی در سال 1354 خورشیدی تحت عنوان «لاگون کیاشهر» در فهرست کوانسیون رامسر به ثبت رسید. این تالاب تا سال 1369 خورشیدی از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده بود که حدّفاصل بین این دو بخش، رودخانه سفیدرود جریان داشت. طغیان‌های پی در پی و سیلاب‌های متعدد سبب انحراف رودخانه شده و نهایتاً دهانه سفیدرود در فاصله 2/5 کیلومتری دهانه اولیه قرار گرفت. بعد از پیروزی انقلاب سال 1357، این تالاب به عنوان «تالاب 22 بهمن» نیز نامگذاری گردید. منطقه بوجاق در سال 1377 خورشیدی با وسعت 800 هکتار به مدت 5 سال با نام «منطقه شکار ممنوع بوجاق کیاشهر» تحت حفاظت قرار گرفت و سپس در سال 1381 خورشیدی با افزایش سطح به میزان فعلی، به مجموعه پارک‌های ملی کشور پیوست. تمام پارک ملی بوجاق با عنوان «تالاب کیاشهر» در لیست تالاب‌های بین‌المللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است.

از گونه‌های مهم پرندگان پارک ملی بوجاق می‌توان به غاز خاکستری، عروس غاز، فلامینگو، پلیکان، آوست چوب پا، باکلان، انواع حواصیل، اکراس، کله سبز، خوتکا، اردک ارده‌ای، کفچه نوک، آنقوت، تنجه، نوک پهن، کشیم، قو، طاووسک، بحری، لیل، سنقر تالابی، خروس کولی، چنگر، آبچلیک، گیلانشاه، کاکایی، اردک سر حنایی و گیلار اشاره نمود.

از گونه‌های گیاهی پارک ملی بوجاق نیز نی، لویی، آقطی، تمشک، عدسک آبی، تراپا (سه کله خیز)، میریوفیلوم، سراتوفیلوم، اسپرغان، کلونی درختچه‌های گز، توسکا، انار، توده‌های دست کاشت درختان سوزنی برگ شامل گونه‌های مختلف سرو و پوشش‌های علفی شامل بوته‌های سازو و تمشک‌زار می‌باشند.

اگرچه این منطقه به عنوان منطقه حفاظت شده معرفی شده است اما آن گونه که باید از این منطقه حفاظت درستی به عمل نمی‌آید و به نظر می‌رسد نامشخص بودن مرز پارک ملی بوجاق یکی از مشکلات اصلی آن است و همین امر سبب حضور و رفت و آمد بیش از حدّ انسان در محدوده پارک ملی شده است. اگرچه منبع درآمد مردم منطقه بوجاق (کیاشهر و حومه آن) بیشتر بر پایه زراعت برنج و صیفی‌جات است، اما بخش زیادی نیز به صورت فصلی به شغل صیادی اشتغال دارند که سبب به خطر افتادن حیات جانوران به ویژه پرندگان ارزشمند این منطقه می‌شود. از طرفی بخشی از پارک ملی منطقه نظامی بوده و امکان نظارت سازمان محیط زیست بر آن بسیار اندک است به طوری که حتی در این منطقه باند فرودگاه هواپیماهای سبک نیز احداث شده است و در نهایت تخلیه زباله در ضلع شرقی تالاب از دیگر معضلات این منطقه است که بسیار تأسف‌بار است.

تالاب آق: تالاب آق در حدّفاصل بین بخش لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده و از جنوب به شهر لوندویل، از شمال به شهر آستارا، از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا- لوندویل منتهی می‌شود. این تالاب در یک دهه گذشته 100 هکتار وسعت داشته است اما هم اکنون به دلیل پیشروی آب دریای خزر، برداشت بی‌رویه آب برای مصارف کشاورزی از حوزه آبریز این تالاب، رعایت نکردن حق آبه تالاب به منظور حفظ اکوسیستم آن و نیز برداشت غیرمجاز شن و ماسه از سواحل تالاب، وسعت این اکوسیستم مهم آبی را به کمتر از 10 درصد وسعت قبلی خود رسانده است اما با این وجود اکوسیستم این تالاب هنوز زنده و فعال است و جزو مناطق شکار ممنوع و حفاظت شده محسوب می‌شود. در این تالاب 61 گونه پرنده زمستان‌گذران و مهاجر شناسایی شده‌اند. انواع مرغابی‌سانان، قو، پلیکان، اردک، باکلان، خوتکای پر سفید و بلدرچین از جمله پرندگان موجود و شناسایی شده در این تالاب می‌باشند و از آبزیان این تالاب می‌توان به اردک ماهی، کپور و ماهی سفید اشاره نمود.

تالاب سرخانکل (منطقه حفاظت شده سرخانکل): تالاب سرخانکل بخشی از مجموعه تالاب انزلی می‌باشد که در بخش میانی آن واقع شده است.

این تالاب با مساحتی در حدود 1156 هکتار، از شمال به نهنگ روگاه، از جنوب به شالیزارهای هند خاله و از غرب به رودخانه سیاه درویشان منتهی می‌گردد. این تالاب جزو تالاب‌های بین‌المللی کنوانسیون رامسر است و عمده پوشش گیاهی آن را نی و لویی تشکیل می‌دهند. از حیات وحش این تالاب می‌توان به پرندگان مهاجر همچون قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی‌ها، طاووسک، یلوه و کاکایی اشاره نمود که در این منطقه زمستان‌گذرانی می‌نمایند. ماهیان این تالاب شامل دو گروه ماهیان بومی همچون سوف، هشترخان، کپور، سیم، شوک (اردک ماهی) و ماهیان مهاجر از قبیل ماهی سفید، شاه کولی و سیاه کولی می‌باشند.

تالاب هندخاله: تالاب هندخاله در دهستان هندخاله از توابع بخش تولمات شهرستان صومعه سرا در 15 کیلومتری رشت واقع می‌باشد. این تالاب یکی از جاذبه‌های گردشگری دهستان هندخاله است که هر ساله گردشگران زیادی را از داخل و خارج از کشور به سوی خود جلب می‌کند و در گذشته تنها راه ارتباطی به بندر انزلی بوده است. این تالاب زیستگاه هزاران پرنده مهاجر می‌باشد که در فصل پاییز به این منطقه نقل مکان می‌کنند. وجه تسمیه هندخاله را می‌توان در ترکیب دو عبارت «هند» به معنی بزرگ و «خاله» به معنی رودخانه جستجو نمود که به معنای رود بزرگ یا شاخه بزرگ رودخانه می‌باشد.

تالاب سیاه درویشان: این تالاب زیبا یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد شهرستان صومعه سرا می‌باشد که در قسمت شمالی آن واقع شده است و از نظر زیست محیطی، سیاحتی و اقتصادی دارای اهمیت بسیاری می‌باشد زیرا در حاشیه آن افراد زیادی زندگی می‌کنند که اساس معیشت آن‌ها کشت محصولاتی همچون برنج، صیفی‌جات، مرکبات و توتون است. این تالاب زیستگاه گونه‌های مختلف پرندگان بومی، مهاجر همچون کیلار، فیلوش، خوتکای پر سفید و معمولی و لک لک و انواع آبزیان می‌باشد. از مهم‌ترین رودخانه‌هایی که به این تالاب می‌ریزند می‌توان به ماسوله رودخان، قلعه رودخان و پسیخان اشاره کرد.

تالاب (پناهگاه حیات وحش) سِلکِه: این تالاب در جنوب بخش مرکزی تالاب انزلی در محدوده شهرستان صومعه سرا واقع شده و مساحت آن در حدود 365 هکتار است.

پناهگاه حیات وحش سلکه با ارتفاع 20 الی 24 متر از سطح آب‌های آزاد، از شمال به تالاب سلکه، از جنوب به حاشیه مزارع روستاهای هندخاله و صوفیان‌ده، از غرب به رودخانه هندخاله و از شرق به رودخانه تراب‌خاله محدود می‌شود. این منطقه یکی از تالاب‌های باارزش شمال کشور است و سالانه تعداد زیادی از پرندگان مهاجر به ویژه انواع غاز در این تالاب زندگی می‌کنند.

بخشی از این منطقه به صورت تالابی و بخش دیگر آن به صورت چمن‌زار و مرتع می‌باشد. در طول سالیان متمادی در اثر پایین رفتن سطح آب دریای خزر و در نتیجه پایین رفتن سطح آن تالاب انزلی، منطقه سلکه نیز با خطر نابودی مواجه گردید که در سال 1354 خورشیدی مطالعاتی در زمینه جلوگیری از نابودی این منطقه باارزش انجام گرفت که در نهایت جهت احیای این منطقه یک سد خاکی در ضلع شمالی منطقه در حدّفاصل رودخانه هندخاله و تراب‌خاله به طول 2400 متر و عرض 6 متر در پایه و 3 متر در تاج و ارتفاع 1/5 متر احداث گردید تا در طول فصل مهاجرت پرندگان به این تالاب، نزولات جوی را در خود ذخیره نموده و محیط زندگی پرندگان در آن حفظ گردد اما در طول سالیان اخیر در نتیجه بالا آمدن سطح آب دریای خزر و تالاب انزلی، سطح آب پناهگاه سلکه نیز افزایش یافته به طوری که کلیه سطح منطقه حالت تالابی به خود گرفته و نقاطی که قبلاً به صورت چمن‌زار و مرتع بود کاملاً از بین رفته و در نتیجه این تغییرات، جمعیت غازهای مهاجر نسبت به گذشته فوق‌العاده تقلیل یافته و جمعیت گونه‌های دیگر که با محیط آبی سازگاری بیشتری دارند، افزایش یافته است.

تالاب (منطقه حفاظت شده) سیاه کِشیم: منطقه حفاظت شده سیاه کشیم با مساحت 4114 هکتار، در جنوب غربی تالاب انزلی در محدوده شهرستان صومعه سرا واقع می‌باشد و در واقع جنوبی‌ترین بخش تالاب انزلی را شامل می‌شود. آب‌های اضافی فراهم آمده از رودخانه‌های واقع در حوزه آبریز سیاه کشیم از طریق تنگه نسبتاً باریکی که در شمال شرقی آن قرار دارد به بخش مرکزی تالاب انزلی وارد می‌شود. مهم‌ترین گونه‌های گیاهی منطقه شامل لویی، نی، جگن، بارهنگ آبی، اسپرغان، آقطی، تراپا، لاله تالابی، نیلوفر آبی، سراتوفیلوم، گونه‌های کنار آبزی همچون نی، تاج‌ریزی، سرخاب کولی و گونه‌های خشکی مثل توسکا است.

گونه‌های شاخص جانوری این زیستگاه شامل قو، غاز، اردک بلوطی، اردک تاجدار، خوتکا، کله سبز، انواع حواصیل، فیلوش، انواع شکاریان شامل عقاب تالابی، لیل، دلیچه، سنقر تالابی، پرستوهای دریایی، کاکایی و ... می‌شود. همچنین این منطقه جایگاه مناسبی برای زادآوری پرستوهای دریایی می‌باشد و بزرگ‌ترین کلونی جوجه‌آوری حواصیل خاکستری در جنوب دریای خزر است. این پرنده یک متر طول دارد و بزرگ‌ترین حواصیل در استان گیلان است. این گونه که در زبان محلی به آن «کبود قار» یا «شالباغ» گفته می‌شود، معمولاً به صورت انفرادی و گاهی در دسته‌های کوچک دیده می‌شود. در منطقه حفاظت شده سیاه کشیم بیش از 43 جفت از این پرنده زیبا زندگی می‌کنند.

تالاب زربیجار: تالاب زربیجار یکی از دیدنی‌ترین مناطق املش می‌باشد که به عنوان یک زیستگاه طبیعی برای جانوران و پرندگان مهاجر و همچنین محل ذخیره آب جهت مصارف شالیکاری حائز اهمیت می‌باشد. گنجایش این تالاب 25 هزار متر مکعب می‌باشد و آب آن توسط چشمه‌های متعدد و رودخانه هردوآب و سرشاخه پل‌رود تأمین می‌شود. سطح این تالاب توسط گیاهان مردابی و نیلوفرهای آبی پوشیده می‌شود و در فصل بهار و تابستان جلوه‌ زیبایی ایجاد می‌کند.

دریاچه سد سفیدرود (سد منجیل): سد سفیدرود در 200 کیلومتری شمال غربی تهران و 100 کیلومتری دریای خزر  در دره‌های جنوبی و غربی شهر منجیل در محل تلاقی دو رودخانه قزل اوزن و شاهرود تشکیل شده ‌است و نخستین منظره آبی برای مسافرینی است که از جاده قزوین وارد استان گیلان می‌شوند. ساخت این سد از سال 1335 شروع شد و در سال 1340 به پایان رسید. این سد در هنگام ساخت و اوایل دوره بهره‌برداری به سد سفیدرود معروف بود. از سال 1346 آن را سد شهبانو فرح نامیدند و از سال 1357 تاکنون به سد منجیل معروف است.


دریاچه سد سنگر: سد سنگر در فاصله 5/5 کیلومتری جنوب شرقی شهر سنگر بر روی رودخانه سفیدرود احداث شده است. ساخت سد سنگر در سال 1341 آغاز و در سال 1346 مورد بهره‌برداری کامل قرار گرفت. این سد قسمت عمده آب سفیدرود را برای آبیاری شالیزارهای اراضی جلگه‌ای شرق و غرب سفیدرود در دو کانال اصلی سمت راست و چپ تقسیم می‌نماید. کانال سمت چپ (غرب گیلان) به طول 30 کیلومتر تا اراضی فومنات و کانال سمت راست (شرق گیلان) به طول 26 کیلومتر تا لنگرود ادامه دارد. این کانال برای ناحیه آستانه، لاهیجان و لنگرود بسیار باارزش است و به منزله یک سفیدرود کوچک است. مناظر اطراف سد چشم‌انداز بسیار زیبا و دل‌انگیزی دارد که طبیعت‌دوستان بسیاری را به خود جلب می‌کند.

آبگیر پسیخان (رشت)، تالاب سیاه رود (رودبار)، استخر طبیعی گیج سرا (روستای مژدهه از توابع شفت)، استخر طبیعی خرطوم (شفت)، استخر طبیعی نصیرمحله (شفت)، تالاب مرگستان (صومعه سرا)، تالاب خطیب سراگوراب (فومن)، تالاب کهنه گوراب (فومن) و استخر طبیعی ملاط (لنگرود) از دیگر آبگیرهای استان گیلان می‌باشند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رودخانه های استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:سه شنبه 24 تیر 1393-06:08 ب.ظ

با توجه به فراوانی میزان بارندگی، استان گیلان از نظر تعداد رودها، جویبارها و منابع طبیعی آب، جزو مناطق استثنایی در کشور و حتی در خاورمیانه است. در این استان بیش از 40 رودخانه جریان دارند و بستر رودها عمدتاً در مسیر دره‌های کوهستانی و کوهپایه‌ای که از جنگل‌های سرسبز و انبوه پوشیده شده‌اند،  قرار گرفته ‌است. حوزه‌های آبخیز کوچک و بزرگ استان گیلان که از مناطق مرتفع در غرب و جنوب استان سرچشمه می‌گیرند، به وسیله تالاب انزلی و یا به صورت مستقیم، به دریای خزر می‌پیوندند.

منابع آب استان گیلان را می‌توان به پنج حوزه تقسیم کرد. منابع آب غرب گیلان از آستارا تا چاف رود، منابع آب حوزه فومنات یا تالاب انزلی، منابع آب سفیدرود یا مرکزی، منابع آب شرق گیلان از لنگرود تا صفارود و منابع آب‌های ساکن.

مهم‌ترین رودخانه‌های استان گیلان عبارتند از:

رود آستارا (آستاراچای): رود آستارا رود مرزی کوچکی است که در مرز میان ایران و جمهوری آذربایجان واقع شده است. این رود در بخش ایران شامل سه شاخه فرعی است که دو شاخه آن از ارتفاعات حیران و یک شاخه دیگر آن از ارتفاعات جنگلی بهارستان جریان می‌یابند. کناره‌های این رودخانه از درختان انبوه و بیشه‌زارها پوشیده شده است و جلوه‌ای زیبا دارد.

رودخانه سفیدرود: سفیدرود مهم‌ترین رودخانه استان گیلان و دومین رود بلند ایران است. این رود از ترکیب دو رود شاهرود و قزل اوزن در شهر منجیل شکل می‌گیرد و تا ورود به دریای خزر، عرض استان گیلان را می‌پیماید. این رود از کوه‌های چهل چشمه در کردستان سرچشمه می‌گیرد و وارد منطقه گروس می‌شود و در این محل شعبه دیگری به همین نام که از کوه‌های پنجه علی در شمال غربی همدان جاری است، ضمیمه آن می‌شود. در محل پیوستن دو رود قزل اوزن و شاهرود در نزدیکی شهر منجیل، سد سفیدرود یا سد منجیل ساخته شده و برای تنظیم آب این دو رود برای کشاورزی در دشت گیلان و نیز تولید برق بکار می‌رود. این سد در هنگام ساخت و اوایل دوره بهره‌برداری به سد سفیدرود معروف بود و از سال 1357 تاکنون به سد منجیل معروف است.

این رود در کتب قدیم با نام‌های گوناگونی همچون سپیدرود، اسفیدرود، اسبیذروذ و سپیذروذ خوانده شده است و در روزگار هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان، به نام قوم ایرانی که در کنار این رود می‌زیستند، «آمارد» خوانده می‌شده است.

رودخانه پل رود: این رود بزرگ‌ترین رود در شرق استان گیلان (بخش کلاچای شهرستان رودسر) است. یکی از شاخه‌های بزرگ این رود «چاک رود» است که در غرب تا ناحیه کلیشم و موسی کلایه، در مقابل رستم‌آباد در مسیر سفیدرود ادامه دارد.

رودخانه کرگان‌رود: این رود دائمی بزرگ‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه ناحیه غربی استان گیلان در شهرستان تالش است. این رودخانه دارای سه سرشاخه اصلی به نام‌های آق اولر، وزنه سر و رزه چای می‌باشد که شاخه‌های اصلی و میانی آن از ارتفاع 3000 متری کوه‌های تالش در امتداد البرز غربی سرچشمه می‌گیرند و در ارتفاع 350 متری، به شاخه شمالی می‌پیوندند. طول شاخه اصلی رودخانه 42/5 کیلومتر است و دارای دِبی قابل ملاحظه‌ای می‌باشد و متوسط آب‌دهی سالانه آن حدود 8 مترمکعب در ثانیه تعیین گردیده است. این رود در ماه‌های خرداد تا مهر تا حدودی کم‌آب می‌شود. این رود پس از عبور از میان شهر تالش در 6 کیلومتری شرق این شهر و در روستای قروق به دریای خزر می‌ریزد. این رود زیستگاه انواع ماهی‌ از جمله ماهی سفید و ماهی آزاد می‌باشد.

در زبان تالشی کرگان‌رود را «کرگری» نیز می‌گویند. پسوند «گری» یا «کری» در نام برخی آبادی‌های تالش مانند دیره‌کری، کواکری، خلفه‌کری، قاسمه‌کری و نواکری دیده می‌شود که معادل آباد و آبادی است. برخی نام کرگری را با تفکیک کرگه+ری از یکدیگر، در ارتباط قرار داده‌اند. کرگه به معنای مرغ و پرنده است. شاید در قدیم که جلگه اطراف این رود پوشیده از بیشه‌زار بوده و پرندگان زیادی در آن زندگی می‌کردند، کرگه ری به معنای مرغزار یا زیستگاه پرندگان به کار رفته باشد که پس از آباد شدن، همین نام را حفظ کرده است.

رودخانه گوهر رود: گوهر رود از رودهای شهر رشت می‌باشد که از کوه‌های سراوان در ارتفاع 700 متری سرچشمه می‌گیرد و پس از پیوستن به رودخانه زرجوب، با عبور از پیر بازار و خمام، به تالاب انزلی می‌ریزد.

رودخانه زرجوب: این رود نیز همچون گوهر رود یکی از منابع اصلی تأمین آب تالاب انزلی است که از کوه‌های هزارمرز، نیزه سر، جوکلبندان و کچا در فاصله 25 کیلومتری رشت سرچشمه می‌گیرد. این رود پس از پیوستن به گوهر رود، به تالاب انزلی می‌ریزد.

رودخانه‌های زرجوب و گوهر رود از موهبت‌های خدادادی شهر رشت می‌باشند که علاوه بر این که سبب پیدایش این شهر شده‌اند، زمانی به رشت طراوت و زیبایی و رونق می‌بخشیدند اما به دلیل نبود احساس مسئولیت و با توجه به این که هیچ سازمان و ارگانی وظیفه حفاظت و حراست از این دو رودخانه را بر عهده ندارد، اکنون شاهد وضعیت اسف‌بار رودخانه‌های زرجوب و گوهر رود می‌باشیم. در حال حاضر این رودخانه‌ها نقشی جز حمل فاضلاب‌های شهری و منابع آلودگی ندارند و بوی آزاردهنده‌ای در اطراف آن‌ها وجود دارد که سبب آزار رهگذران می‌شود. از آنجایی که این رودها از محله‌های زیادی در سطح شهر رشت عبور می‌کنند، می‌توانند علاوه بر جذب سرمایه، گردشگران، زیباسازی شهر و ...، سهم بسیار زیادی در کاهش ترافیک شهری داشته باشند اما اکنون متأسفانه به حال خود رها شده‌اند.

گذشته از موارد فوق، به دلیل این که این دو رودخانه منبع اصلی تأمین آب تالاب انزلی می‌باشند و در انتهای مسیر خود به تالاب انزلی می‌ریزند، وجود مواد سمّی و زباله‌های خطرناک بیمارستانی در این دو رود سبب می‌شود که حیات تالاب انزلی نیز با خطر مواجه شود.

رودخانه لنگرود رودخان: این رود از ارتفاعات 500 متری جنوب لاهیجان در حوالی منطقه آهندان، سرچشمه می‌گیرد. این رود با پیمودن یک پیچ بسیار بزرگ به نام زاکی بر رودخان، با پیچ و خم‌های دیگری جاده آستانه- لاهیجان را در غرب شهر طی می‌کند و در امتداد جنوب غربی- شمال شرقی جریان می‌یابد.

رودخانه شَلمان رود: شلمان یکی از شهرهای بخش مرکزی شهرستان لنگرود می‌باشد. رودخانه شلمان رود از کوه‌های ناتشکوه سرچشمه می‌گیرد. این رود در محور جاده رودسر- لاهیجان نسبتاً پرآب است و دو شاخه مهم به نام‌های «تاق‌ور» از طرف غرب و «شلمان رود» از طرف شرق دارد. در حدود 3 کیلومتر پایین‌تر از شلمان، در یک خم بزرگ به طول 2/5 کیلومتر، رودی به نام «کیارود» به آن می‌پیوندد و سپس رودخانه با چند پیچ و خم بزرگ و کوچک، به دریای خزر سرازیر می‌شود.

در گذشته به واسطه رودخانه شلمان‌رود، صید ماهی یکی از راه‌های امرار معاش عده زیادی از اهالی منطقه بود اما امروزه با کاهش ماهیان استخوانی و غضروفی، صید تنها برخی از گونه ماهیان و به صورت تفننی صورت می‌گیرد.

رودخانه حشمت رود: این رودخانه با جهت غربی- شرقی از عناصر طبیعی شهر رودبنه محسوب می‌شود. این شهر در 3 کیلومتری شمال شهر لاهیجان و 6 کیلومتری شرق آستانه اشرفیه واقع شده‌ است و از جمله آبادی‌های صاحب نام و قدیمی شرق استان گیلان می‌باشد.

بنا به اظهارات شهردار رودبنه، اجرای طرح گردشگری حاشیه رودخانه حشمت رود از سال 1389 آغاز شده است. اجرای این طرح گردشگری در زمینی به مساحت یک هکتار انجام می‌گیرد و شامل ایجاد فضاهای سبز، خانه‌های سنتی، اماکن اقامتی، تفریحی و خدماتی می‌باشد.

رودخانه پلنگ ور: این رودخانه از رشته کوه‌های تالش در ضلع جنوبی دهستان آلیان سرچشمه می‌گیرد و پس از مشروب نمودن مزارع کشاورزی روستای سه سار، از ضلع شمالی روستا خارج می‌شود. روستای سه سار در شهر فومن در فاصله 20 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان صومعه سرا واقع شده است.

رودخانه شفارود: این رود دومین رودخانه پرآب منطقه تالش است و در مسیر آن رودهای متعدد و کوچک به آن می‌پیوندند و با شیب تندی در ناحیه پونل از توابع شهرستان رضوانشهر، وارد جلگه می‌شود.

رودخانه ماسوله رودخان: این رود از ارتفاعات ماسوله سرچشمه می‌گیرد و در منطقه سرایان به «زیگل» و «لیکوند» تغییر نام می‌دهد. این رود در «چومثقال» وارد تالاب انزلی می‌شود.

رودخانه شاخزر: این رود که با نام جمعه بازار نیز خوانده می‌شود، از ارتفاع 3000 متری مته خانی سرچشمه می‌گیرد. این رود پیش از رسیدن به مرداب انزلی شاخه بهمیر را دربر می‌گیرد و در محل ورود به مرداب انزلی با نام «سیادرویشیان» نامیده می‌شود.

رودخانه‌های له له رود، ذیلکی و سیاه رود نیز از دیگر رودخانه‌های استان گیلان می‌باشند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غارهای استان گیلان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:دوشنبه 23 تیر 1393-06:06 ب.ظ

غار سوباتان: این غار در ضلع شمال شرقی منطقه بکر و سرسبز سوباتان شده است که به نام گنج‌خانه نیز معروف است. مردم منطقه از قدیم معتقدند در درون این غار گنج عظیمی نهفته است و از طرفی به دلیل این که این غار طلسم و جادو دارد، تاکنون کسی نتوانسته وارد غار شود و راز غار را کشف نماید بنابراین اطلاع دقیقی از طول و ارتفاع داخل غار وجود ندارد.

روستای ییلاقی سوباتان در غرب دره لیسار در 36 کیلومتری شمال غرب شهر تالش و 17 کیلومتری جنوب دریاچه نئور در استان اردبیل در ارتفاع 1900-1970 متری از سطح دریا  قرار دارد. این روستا دارای جمعیت کمی می‌باشد و ساکنان آن در اواخر تیر ماه از روستاهایی چون قلعه‌بین در این مکان اقامت می‌کنند و در اواخر شهریور ماه به خانه‌های خود بازمی‌گردند. سوباتان در ظاهر به اسامی ترکی شباهت دارد اما این نام از ریشه تالشی سووتن به معنای محل رویش گلپر است.

غار دیارجان: این غار در روستاهای عاشورآباد و دیارجان از توابع شهرستان رودسر واقع شده است.

   

غار خونابکش: این غار در منطقه طبیعی- گردشگری تنیان و کمی بالاتر از روستای تنیان واقع شده است.  این غار دارای دهانه کوچکی می‌باشد و افراد زیادی از آن بازدید نمی‌کنند. منطقه کوهپایه‌ای تنیان در فاصله 45 کیلومتری از رشت و 17 کیلومتری صومعه سرا واقع شده است.

غار بوزخانه (یخ‌خانه): این غار در 56 کیلومتری شمال غرب رشت در دامنه کوه ماسوله داغ واقع شده است.

غار آویشو: این غار در منطقه کوهستانی آویشو در 37 کیلومتری جنوب غربی منطقه شاندرمن شهرستان ماسال قرار دارد و یکی از پدیده‌های بی‌نظیر استان گیلان می‌باشد. این غار دارای یک دهانه می‌باشد و در ارتفاع 1316 متری از سطح دریا واقع شده است. طول این غار 740 متر و عمق آن 150 متر می‌باشد. در مسیر رسیدن به غار جنگل‌ها و پوشش گیاهی متنوع و چشمه‌های جوشانی وجود دارند، که می‌تواند برای دوست‌داران طبیعت بسیار جالب و مفید باشد. ستون‌های آهکی، قندیل‌های زیبا، آبشارها و رود جاری در غار، از مناظر جالب و دیدنی آن می‌باشد. این غار با نام چشمه‌ای که در حوالی غار گرفته است خوانده می‌شود اما خود چشمه که دارای آب بسیار زلالی گمنام مانده است. راه دسترسی به این غار از دو مسیر صورت می‌گیرد.

الف: شاندرمن، روستای سیاهمرد، روستای چاله‌سرا از کنار بعقه درویش شاه امیر

ب: شاندرمن، روستای بنه‌سرا، روستای چاله‌سرا، بقعه درویش شاه امیر

این غار بیش از 75 میلیون سال قدمت دارد و برای پیمایش آن لباس مناسب ضدآب و ابزار صعود و فرود و سایر تجهیزات غارنوردی مورد نیاز می‌باشد. آویشو واژه‌ای تالشی است و به معنای محل فرو رفتن آب می‌باشد.

غار اسب طویله: این غار در روستای گیری از توابع منطقه اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی در شهرستان رودسر واقع شده است.

غار اسپهبدان: این غار در روستای شاه شهیدان از توابع دهستان خورگام، بخش خورگام شهرستان رودبار واقع شده است. این غار که مربوط به عصر آهن می‌باشد، به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

   

غار تلاین: این غار در روستای گورج از توابع شهرستان املش واقع شده است.

غار چشمه باد: این غار در روستای هرزه ویل شهر منجیل در شهرستان رودبار واقع شده است. غار چشمه باد دارای یک دهانه می‌باشد و در ارتفاع 1400 متری از سطح دریا واقع شده است. این غار از نوع غارهای رودخانه‌ای می‌باشد که در بهار بسیار پرآب شده و ورود به داخل آن غیرممکن می‌شود.

   

غار خندیله پشت: این غار یکی از غارهای شهرستان ماسال می‌باشد.

غار خون فوشه: این غار از نوع غارهای ریزشی است و در جنوب غربی روستای فوشه قلعه رودخان در شهر فومن واقع شده است. طول غار 300 متر و عمق آن 30 متر می‌باشد. این غار دارای 4 دهانه است و در ارتفاع 930 متری از سطح دریا واقع شده است. در ابتدای ورودی غار، یک شیب ملایم به سمت داخل غار وجود دارد که در این مسیر آثار هوازدگی فیزیکی و شیمیایی شامل خرد شدن سنگ‌ها و رنگ خاک قرمز به خوبی دیده می‌شود و بعد از 10 متر یک سنگ تخریبی در مدخل ورودی قرار گرفته که بایستی تا طول یک متر به صورت سینه‌خیز وارد غار شد. در داخل غار چند دالان بزرگ در جهات مختلف وجود دارد که هر کدام به قسمت‌های دیگر دالان ارتباط دارد و دارای طول و عمق متفاوت می‌باشند. در برخی قسمت‌های غار سفال‌های شکسته و خفاش نیز دیده می‌شود. پیمایش این غار نیاز به تجهیزات  کوهنوردی و غارنوردی دارد. این غار به دلیل این که در منطقه جنگلی به نام خون (به زبان تالشی محل جاری شدن چشمه)، قرار گرفته است، در سال 1372 پس از کشف، به این نام خوانده می‌شود.

      

غار دربند: این غار در روستای سی‌دشت از توابع بخش رحمت‌آباد و بلوکات شهرستان رودبار می‌باشد. غار دربند به عنوان تنها غار شناخته شده با بقایای باستان‌شناختی دوره پارینه سنگی قدیم در کشور است.

غار درفک: غار درفک در نزدیکی قله درفک در 50 کیلومتری جنوب شرقی رشت در بخش خورگام از توابع شهرستان رودبار قرار دارد. این غار که بخشی از منطقه شکار ممنوع درفک می‌باشد، به عنوان یخچال طبیعی استان گیلان در سرتاسر سال حتی در گرم‌ترین روزهای سال برف را در خود نگه می‌دارد و منبع تأمین آب چوپانان منطقه در تابستان است. دهانه این غار وسیع است اما ارتفاع کمی دارد و وارد شدن به آن بدون تجهیزات یخ‌نوردی خطرناک است. طول غار 100 متر و عرض آن 40 متر می‌باشد.

نام قله درفک به روایتی از دال فک (دَلفَک) آمده است. در گویش دیلمی، دال نام پرنده‌ای از خانواده عقاب و فک به معنی آشیان و آشیانه است بنابراین دالفک به معنای آشیانه عقاب می‌باشد. البته نظریه دیگری در خصوص معنای نام درفک وجود دارد و گفته می‌شود که این نام از نام قوم دربیک که تیره‌ای از ساکنان حوالی دریای خزر بوده‌اند، گرفته شده است.

غار درین کش: این غار در بخش کلاچای شهرستان رودسر واقع شده است.

غار سجیران: این غار در جنوب روستای سجیران از توابع بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر می‌باشد که بهترین مسیر دسترسی به آن، راه رحیم‌آباد به گرمابدشت و جاده معروف سفیدآب است. این غار در اوایل سال 1382 خورشیدی توسط کارشناسان گیلان شناسایی شد و در همان سال به ثبت ملی نیز رسید. بررسی‌های صورت گرفته سبب کشف تعدادی قطعات سفال مربوط به عصر آهن و استخوان شد که وجود لایه‌های مختلف ارزشمند فرهنگی و باستانی با توجه به یافته‌های مذکور، محتمل به نظر می‌رسد.

غار سرد دره: این غار در روستای شاهیجان از توابع منطقه اشکور در بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر واقع شده است.

غار سیاه استخر: این غار در روستای سیاه استخر از توابع شهرستان املش قرار دارد.

غار شلاش: این غار در منطقه الماس شهرستان رضوانشهر واقع شده است.

غار شهاب: واقع در بخش کلاچای شهرستان رودسر

غار شیخانبر (شیخان رو): شهر لاهیجان

غار کبیران: این غار در روستای گرمابدشت از توابع اشکور سفلی در بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر واقع شده است.

غار لوعلی (زاگام): شهرستان سیاهکل

غار لیاروی (لیلرود): این غار در روستای لیاروی بلوردکان (بلاردکان) از توابع شهرستان لنگرود قرار دارد.

نارنج پره: این غار در تنیان از توابع بخش صومعه‌سرا واقع شده است.

غار وادار: این غار در شرق روستای دلیجان قرار دارد. روستای دلیجان با روستاهای تواسانکش و یاسور همسایه بوده و در 47 کیلومتری بخش رحیم‌آباد و 62 کیلومتری شهرستان رودسر واقع شده است. این غار در امتداد سرچشمه رودخانه آسمان‌رود واقع شده و از نظر قدمت، بسیار کهن می‌باشد و در واقع یکی از عجایب منطقه اشکور بخش رحیم‌آباد به حساب می‌آید.

غار هفت خم: غار باستانی هفت خم در یک کیلومتری جنوب شرق روستای سیاه کوه در شهرستان رودسر در بالای صخره‌ای طبیعی واقع شده است. دهانه غار در سمت جنوب بوده و به نظر می‌رسد جلوی غار با قلوه سنگ‌های رودخانه‌ای بسته شده که به مرور زمان گشوده شده است.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:یکشنبه 22 تیر 1393-10:03 ب.ظ

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

 

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

عکسهایی از گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عجیب ترین درختان دنیا

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:شنبه 21 تیر 1393-07:00 ب.ظ

با این مقدمه بیایید در مورد جالب ترین درختان جهان بیشتر بدانیم؛ این لیست تنها به کهن ترین ترین درختان نمی پردازد بلکه آنهایی که دارای شکل یا حالت منحصر به فردی هستند را نیز مورد توجه قرار می دهد.



این درخت ۱۵۰۰ ساله در جزیره ی جونز و در ایالت کارولینای جنوبی در آمریکا قرار دارد. شاخه های این درخت بلند بر مساحتی حدود ۵ کیلومتر مربع سایه می افکنند. گفته می شود که این درخت یکی از قدیمی ترین ارگانیسم های زنده در شرق رودخانه ی می سی سی پی است. اندازه ی محیط تنه ی درخت بلوط فرشته ۸ متراست و هر یک از شاخه های آن تا ۳۰ متر کشیده شده اند. این درخت بلایای طبیعی بسیاری را از سر گذرانده است که از آن جمله می توان به زلزله ای در سال ۱۸۸۶، سیل های بیشمار و طوفان هایی مثل طوفان هوگو در سال ۱۹۸۹ اشاره کرد.

۹. الیا بوی بون، درخت زیتون وووِز


آیا باور دارید که کهن ترین درخت زیتون جهان هنوز هم هرسال زیتون های خوش مزه به بار آورد؟ دانشمندانِ دانشگاه کرت، عمر این درخت را بین ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال تخمین زده اند؛ محیط تنه ی این درخت بیش از ۴,۵ متر است. این درخت در روستای آنو وووز در کرت قرار دارد و سالانه حدود ۲۰ هزار نفر از آن دیدن می کنند.

۸. درخت خون اژدها




این درخت کمیاب که به نام درخت اژدهای سوکوترا نیز مشهور است در کشور یمن قرار دارد و مشهور ترین گیاه در جزیره ی یمنی سوکوترا است. بر اساس آمار یونسکو ۳۷ درصد از گیاهان، ۹۰ درصد از خزندگان و ۹۵ درصد از حلزون های موجود در این جزیره در هیچ جای جهان وجود ندارند.درخت اژدها شبیه به یک چتر است و به این دلیل به نام خون اژدها مشهور است که یک مایع سرخ رنگ از خود ترشح می کند. ساکنان محلی هنوز هم از این مایع به عنوان یک ماده ی شفا بخش در تولیدات آرایشی و یا به عنوان رنگ در تزئین سفال استفاده می کنند.

۷. درخت توله



ارتفاع این درخت توله ی بزرگ بیش از ۳۵ متر است و در شهر اوخاکا در مکزیک قرار دارد. هر یک از شاخه های این درخت می توانند یک درخت مستقل باشند. محیط تنه ی این درخت ۳۶ متر است؛ این درخت به قدری بزرگ است که در ابتدا دانشمندان تصور می کردند چندین درخت به هم چسبیده و باعث بوجود آمدن آن شده اند اما آزمایش هایی که بر روی DNA آن انجام شد خلاف این نظریه را ثابت کرد.

۶. درخت بائوباب قوری



هر ۸ گونه ی درخت بائوباب منحصربه فرد و جالب هستند. درخت بائوباب آفریقایی بومی سرزمین آفریقا است اما درآسیا و شبه جزیره ی عربستان هم یافت می شود. ۶ گونه از این درخت بومی منطقه ی ماداگاسکار هستند و یک گونه ی دیگر هم در استرالیا یافت می شود.موضوع جالب در مورد این گونه ی خاص از درختان این است که آنها شبیه بطری و گاهی شبیه به قوری هستند؛ این گونه ی خاص در ایفاتی در ماداگاسکار است. درختی که در عکس مشاهده می کنید ۱۲۰۰ سال سن دارد. این نوع درخت می تواند تا ۱۲۰ هزار لیتر آب در خود ذخیره کند و از سخت ترین خشکی ها جان سالم به در ببرد. 

۵. درختان تا فروم



این درختان که بر روی بقایای یک معبد کامبوجی به نام تا فروم رشد کرده اند بسیار جالب هستند. دو گونه درخت خاص در این معبد رشد کرده اند. برخی از متخصصین معتقدند که درخت بزرگ تر گونه ای به نام سیبا پنتاندرا باشد و گروهی دیگر معتقدند که این درخت یک تیت پاک است، درختان کوچک تر که به درخت اصلی چسبیده اند نوعی درخت انجیر چسبنده هستند. ریشه های غول آسای این درخت سالانه بازدیدکنندگان بسیاری را به این محل می کشاند.

۴. متو سلاه




درخت کاج بزرگ بیسین بریستلکون، نوعی درخت پر عمر است که در ایالت های یوتاه، نوادا و کالیفرنیا رشد می کند. رشد این درخت بسیار کند است و برگ های سوزنی این درخت تا ۴۰ سال سبز می مانند. این درخت قدیمی ترین درخت غیر کلونالی زنده بر روی زمین است. این درخت در سال ۱۹۵۷ توسط ۲ دانشمند بررسی شد و سن دقیق آن در آن سال ۴۷۸۹ سال بود. از آنجایی که ممکن است به این درخت صدمه وارد شود محل دقیق آن گزارش نشده اما جایی در رشته کوه سفید کالیفرنیا است.

۳. درخت پشم ابریشمی




این درخت زیبا از خانواده ی درختان مالو است. بومی مناطق استوایی و جنگل های حاشیه ای این مناطق در آمریکای جنوبی مثل برزیل و آرژانتین است. ارتفاع این درخت به حدود ۲۵ متر می رسد و در تنه و شاخه های آن برجستگی هایی وجود دارد که اجازه می دهد آب را در زمان خشکسالی ذخیره کند. اندازه ی گل های زیبای قرمز، صورتی یا بنفش این درخت بین ۱۲ تا ۲۴ ساتی متر است. این گل ها تبدیل به میوه های گلابی شکلی می شوند که داخل آنها پر از دانه هایی است که در نوعی پشم بسیار نرم قرار گرفته اند. از این پشم نرم گاهی برای درست کردن کوسن استفاده می شود.

۲. درخت اوکالیپتوس رنگین کمان



این درخت نوعی اوکالیپتوس همیشه سبز است که ارتفاع آن تا ۷۵ متر می رسد. پراکندگی این درخت از مناطقی در اندونزی تا فیلیپین است. چیزی که باعث می شود این درخت بسیار خاص باشد، نوار های زرد، سبز، صورتی، قرمز، بنفش و نارنجی رنگی است که شاخه ها و تنه ی این درخت را پوشانده است و این رنگ های زیبا کاملاً طبیعی هستند. سطح پوسته ی این نوع درخت بسیار نرم است و در هنگام رشد لایه هایی از آن جدا می شوند. این جریان در زمان های متعدد و در قسمت های متفاوتی از درخت اتفاق می افتد. هرچه از عمر پوسته ی جدید می گذرد رنگ آن از سبز روشن به سبز تیره ی مایل به آبی یا بنفش و بعد صورتی و نارنجی تغییر می کند. و چون این اتفاق در قسمت های متفاوتی از درخت می افتد این حالت به صورت نوارهای رنگی در کنار هم قرار می گیرند که تنه ی این درخت را به یک تابلوی نقاشی تبدیل می کنند

۱. درخت زندگی





نمونه های بسیاری از درختان کهنسال وجود دارند اما نکته ی بسیار جالبی که در مورد این تک درخت ۴۰۰ ساله وجود دارد این است که توانسته در وسط بیابان و بدون هیچ منبع شناخته شده ای از آب دوام بیاورد. این درخت که درفاصله ی ۲ کیلومتری جبل دخان در بحرین قرار دارد یکی از عجایب طبیعی است. 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به‌كارگیری بیوتكنولوژی جهت حفظ و استفادة بهینه از جنگل‌ها

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:جمعه 20 تیر 1393-09:59 ب.ظ

به‌كارگیری بیوتكنولوژی جهت حفظ و استفادة بهینه از جنگل‌ها 
به‌طور كلی، بیوتكنولوژی از طرق زیر می‌تواند در زمینة حفظ و بهره‌برداری بهینه از جنگل‌ها و مراتع مفید واقع شود:

1- كشت سلول و بافت

با استفاده از روش‌های كشت بافت می‌توان گونه‌های درختان جنگلی در معرض انقراض را كه در شرایط طبیعی قادر به تكثیر نیستند، از نابودی نجات داد. برای حفظ این گونه‌ها،‌ بیوتكنولوژی با هدف تكثیر انبوه در شرایط كنترل شدة آزمایشگاه و سپس كشت آنها در عرصه‌های طبیعی، نقش حیاتی در حفظ گونه‌های جنگلی در حال زوال ایفا می‌كند. در حال حاضر در شمال كشور گونه‌هایی مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشك و نیز گونه‌هایی از درختان جنگل‌های زاگرس با این مشكل مواجه هستند كه برای جلوگیری از انقراض آنها می‌توان از روش‌های بیوتكنولوژی استفاده كرد.
یكی دیگر از موارد استفاده از تكنیك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجدید نسل درختان جنگلی و همچنین كوتاه كردن زمان مورد نیاز برای دستیابی به پایداری فنوتیپی در درختان جنگلی می‌باشد.

2- نشانگرهای مولكولی

2-1- شناسایی سریع و به موقع ژنوتیپ‌ها

در بررسی گونه‌ها و ژنوتیپ‌ها در برنامه‌های اصلاحی درختان جنگلی و غیرجنگلی، شناسایی و تمایز سریع بین مواد تحت بررسی، مدت زمان لازم برای انتخاب و اصلاح این گونه‌ها را به‌طور چشمگیری كاهش داده و موجب تسریع فرآیند اصلاح می‌شود. بررسی ضایعات و خصوصیات درختان جنگلی با نشانگرهای فنوتیپی به ده‌ها سال وقت نیاز است كه این باعث كندی كار می‌شود و زمان دستیابی به نتایج را طولانی می‌كند. كاربرد روش‌های بیوتكنولوژی، به‌ویژه نشانگرهای مولكولی مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبی برای تسریع اصلاح گونه‌های جنگلی و كاهش مدت زمان بررسی نتایج حاصل از كارهای اصلاحی است. كاربرد روش‌های مولكولی، امكان شناسایی و ارزیابی در اولین مراحل رشد گیاه را فراهم می‌كند و زمان لازم برای رسیدن به اطلاعات مورد نیاز را به حداقل می‌رساند. 

2-2- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود كمی و كیفی فرآورده‌های جنگلی

مهمترین عواملی كه انجام برنامه‌های اصلاح درختان جنگلی را به شیوة سنتی محدود می‌سازد عبارتند از: 

الف) زمان بر بودن (طولانی بودن نسل‌ها در گیاهان جنگلی) 
ب) نبود دانش كافی در مورد روابط بین ساختارهای ژنوتیپی و فنوتیپی درختان در یك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زیاد در كنترل فرآیند انتخاب در مورد گیاهانی با گرده‌افشانی باز.
باید توجه داشت كه نمی‌توان بر اساس خصوصیات ظاهری در مراحل اولیه رشد درختان، خصوصیات درختان بالغ را پیش‌بینی كرد و بنابراین ارزیابی كامل به روشی سنتی به زمان زیادی نیاز است. 

2-3- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتی از جنگل‌ها 

سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌های صنعتی، تعیین‌كننده ارزش و بازده اقتصادی آن است. اصلاح و تولید درختان با سرعت رشد زیاد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهینه از منابع جنگلی، از اولویت خاصی برخوردار است و موجب افزایش بازده اقتصادی جنگل‌های موجود خواهد بود. افزایش بهره‌وری از جنگل و به خصوص افزایش كیفیت چوب و الوار از موارد مهم در مدیریت جنگل محسوب می‌شود. در این زمینه، برنامه‌های وسیعی در نقاط مختلف دنیا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌های اصلاح كلاسیك و انتخاب به كمك نشانگر در جریان است. برخلاف بسیاری از گیاهان زراعی، تاریخچة انتخاب و اصلاح گونه‌های درختان جنگلی نسبتاً كوتاه است (بزرگترین برنامه اصلاحی سیستماتیكی كه تاكنون صورت گرفته بروی گونه‌هایی از اكالیپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراین برای تسریع چرخة اصلاح این درختان، ابزارهای بیوتكنولوژی و از جمله نشانگرهای مولكولی، می‌توانند راه‌گشا باشند و فرآیند شناسایی صفات كمی و كیفی مطلوب را شتاب بخشند. 

2-4- سایر كاربردهای نشانگرها 

از جمله كاربردهای دیگر نشانگرهای مولكولی در بخش جنگل موارد زیر است:
شناسایی كلون‌های برتر، شناسایی آلودگی جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتیكی به منظور استفاده از آن در استراتژی‌های نمونه‌گیری، حفاظت ژنتیكی و حفاظت از كلكسیون‌های جمعیت‌های اصلاحی. ارزش واقعی نشانگرها را می‌توان در به‌كارگیری آنها در تحقیقاتی دید كه جهت فهم مكانیزم‌های پایة ژنتیكی و فیزیولوژیكی صورت می‌گیرند.هم‌اكنون تحقیقات هدفمندی در جهت شتاب‌دهی به توسعة استفاده و بكارگیری نشانگرهای مولكولی جهت غربال‌گری گونه‌های جنگلی در سطح دنیا در حال انجام است. 

3- مهندسی ژنتیك 

برخی از استراتژی‌های اصلاحی در درختان جنگلی، بر روی افزایش كمی صفاتی است كه از قبل وجود داشته‌اند. در حالی كه در برخی از استراتژی‌ها، هدف، وارد كردن صفاتی جدید به گیاه میزبان است. تكنیك‌های DNA نوتركیب در هر دو مورد می‌تواند مؤثر باشند. مهندسی ژنتیك می‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلی در زمینه‌های مختلفی به‌كار ‌رود. برخی از این زمینه‌ها عبارتند از: 

3-1- ایجاد گونه‌های جنگلی مقاوم به آفات و بیماری‌ها 

یكی از روش‌های حفظ گونه‌های مهم جنگلی، حفاظت آنها از آفات و بیماری‌های شایع است. گفتنی است كه تعدادی از گونه‌های مهم جنگلی كه از اهمیت زیادی برخوردارند، در جنگل‌های صنعتی شمال كشور، در اثر حملة برخی از بیماری‌هایی كه اپیدمی شده‌اند، رو به انقراض و نابودی هستند (از جمله بیماری مرگ درختان نارون). برای جلوگیری از زیان وارده و انقراض این گونه‌ها، اقدامات جدی باید به عمل آید. از طرفی، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زیست‌محیطی، صرف هزینه زیاد و مقاومت تدریجی آفات به سموم می‌شود و از نظر عملی نیز كاربرد سموم در چنین سطح گسترده‌ای امكان‌پذیر نیست. در این رابطه می‌توان از روش‌های مطمئن و بدون زیان‌های زیست‌محیطی مانند انتقال ژن‌های مقاوم به عوامل قارچی و باكتریایی بیماری‌زا، استفاده كرد. برای جلوگیری از زیان حشرات، می‌توان ژن‌هایی را كه كدكننده یكسری مواد كشنده حشرات هستند به گیاه منتقل كرد و گیاه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در این رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلی، معمول‌ترین شیوه‌ای است كه تاكنون استفاده شده است.‌ برای مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامه‌های كنترل آفات در آمریكای شمالی، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعی پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتری Bt انجام شده است.
البته محدودیتی كه در استفاده از Bt وجود دارد، این است كه طیف عمل باكتری Bt بسیار باریك است، یعنی تنها بر گروهی از آفات تأثیرگذار است. همچنین نور آفتاب می‌تواند اسپور و سم این باكتری را غیرفعال كند. البته بیوتكنولوژی توانسته است با شناسایی و انتخاب باكتری‌های اصلاح شدة مؤثرتر و همچنین تكنولوژی DNA نوتركیب، نقش مهمی را در ایجاد مقاومت درختان جنگلی به آفات بازی نماید. آمارهای مربوط به كشور آمریكا نشان می‌دهد، سالانه یك میلیارد دلار بر اثر حمله حشرات و بیماری‌ها به جنگل‌های این كشور خسارت وارد می‌آید. اگر مطالعه‌ای جامع در مورد خسارت ناشی از آفات و بیماری در كشور صورت گیرد، مشخص می‌شود كه رقم ضرر و زیان در كشور ما نیز بالا است. مثال‌های موفقی كه در زمینة تولید درختان مقاوم به حشره در سطح دنیا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكالیپتوس مقاوم به حشره. 

3-2- ایجاد گونه‌های جنگلی مقاوم به تنش‌های غیر زنده(سرما، خشكی، شوری و غیره) 

از جمله فاكتورهای محدودكنندة كشت گونه‌های جنگلی در برخی مناطق، وجود شرایط نامساعدی چون كمبود آب، شوری خاك و سرما است. روش‌های بیوتكنولوژی برای غلبه بر این محدودیت‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این زمینه، استراتژی‌های مختلفی وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژن‌های مقاومت در برابر تنش‌های محیطی به گونه‌های حساس است. برای مثال، انتقال ژن‌های القاپذیر در مقابل تنش كم‌آبی، گرما و سرما به گیاهان، برای تحمل شرایط كمبود آب و نیز تولید پایه‌های مقاوم به شوری كه امكان استقرار گونه‌ها را در زمین‌های شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌های جنگلی كشور، كمبود آب و نزولات جوی،‌ به‌ویژه در جنگل‌های زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسیع این جنگل‌ها و اهمیت آنها از نظر اكولوژیكی و نیز حفظ خاك و نزولات آسمانی،‌ تحقیقات پیرامون حل مشكلات فراروی این جنگل‌ها، حایز اهمیت ملی است. در این رابطه تولید پایه‌های مقاوم در مقابل تنش‌های خشكی با استفاده از روش‌های مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی،‌ اهمیت به‌سزایی در حفظ منابع طبیعی كشور دارد. 

3-3- افزایش تولید چوب 

بر اساس گزارش (FAO 2001-1999)، مصرف الوار صنعتی جهان در سال 2000، بین 6,1 تا 2,2 میلیارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود 7,1 درصد رشد دارد و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2010 مصرف چوب حدود 20 درصد (9,1 میلیارد مترمكعب) بیش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌های چوبی، یك صنعت 400 میلیارد دلاری را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود 3 میلیون نفر را در سراسر گیتی به‌كار گرفته است. بنابراین مشاهده می‌شود كه با ورود مواد جایگزین چوب به بازارهای جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه میزان مصرف آن مرتباً در حال افزایش است. در این زمینه بیوتكنولوژی با تولید پایه‌های دارای رشد بیشتر و سریع‌تر و نیز چوب باكیفیت‌تر، می‌تواند نقش مهمی ایفا نماید. باید گفت كه بهبود كیفی الیاف سلولزی گونه‌های جنگلی،‌ نیازهای صنایع كاغذسازی را نیز تامین كرده و نیاز جامعه را در این زمینه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدی مورد بحث قرار گرفته است. 

3-4- بهبود كیفیت چوب مورد استفاده در صنعت كاغذسازی 

كیفیت چوب، یكی از الزامات صنعت كاغذسازی است. در صنعت كاغذسازی، چوبی با كیفیت محسوب می‌شود كه میزان سلولز آن زیاد و میزان لیگنین آن پایین باشد. در روش‌های سنتی، برای جداسازی لیگنین از چوب، از مواد شیمیایی استفاده می‌شود كه گاهاً خطرناك و نیازمند صرف انرژی و هزینة زیاد است. بنابراین افزایش نسبت سلولز به لیگنین از طریق ژنتیكی، علاوه بر افزایش كیفیت چوب و همچنین افزایش رشد درختان، می‌تواند آلودگی‌های حاصل از كارخانجات كاغذسازی را كاهش دهد. در این زمینه، مهندسی ژنتیك از طریق راه‌كار آنتی‌سنز (Antisense) می‌تواند بیوسنتز لیگنین را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراین هزینه‌های تولید خمیر كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شیمیایی و انرژی را در ساخت خمیر كاغذ كاهش دهد. 

محدودیت‌های استفاده از مهندسی ژنتیك در بخش جنگل و افق‌های آینده 

یكی از محدودیت‌های استفاده از مهندسی ژنتیك در بخش جنگل، نگرانی از فرار ژن‌های مهندسی‌شده، به درون جمعیت‌های وحشی است كه احتمال می‌رود به مرور زمان، الگوی طبیعی جنگل را دچار تغییر كند. البته این نگرانی را می‌توان از طریق تولید درختان مهندسی‌شدة عقیم، تا حدود زیادی مرتفع كرد.
فاكتور مهم دیگری كه استفاده از مهندسی ژنتیك را در گونه‌های جنگلی محدود می‌سازد، عدم وجود دانش كافی در مورد زیربنای مولكولی صفاتی در درختان است كه از لحاظ صنعتی برای انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بیشتری با رشد درختان و كیفیت چوب دارند. این محدودیت نیز با تكمیل ژنوم برخی درختان مهم جنگلی، مانند صنوبر، كاج، سپیدار و همچنین ایجاد بانك‌های اطلاعاتی EST در حال رفع شدن است.
محققین بر این باورند كه پیشرفت دانش مولكولی با ساخت نقشه‌های ژنی و توالی‌یابی ‌ژنوم گونه‌های جنگلی این امكان را فراهم كرده است تا دستورزی چندین ژن به‌طور همزمان برای دستیابی به صفات اقتصادی مهم، قابل انجام شود. 

نتیجه‌گیری
در مطالب فوق، مشاهده شد كه بیوتكنولوژی می‌تواند در بخش جنگل نیز مانند سایر زمینه‌ها، بسیار مفید واقع شود. بنابراین با توجه به وسعت زیاد جنگل‌ها و مراتع كشور (سطح جنگل‌های كشور بالغ بر 12 میلیون هكتار است كه از این سطح، حدود 5/1 میلیون هكتار جنگل‌های صنعتی خزری، 5,4 میلیون هكتار جنگل‌های منطقه زاگرس و بقیه جنگل‌های پراكنده مركزی، جنوبی و ارسباران است) و اهمیت حیاتی این منابع، هرگونه تحقیقی كه منجر به افزایش تولید و یا دفع ضایعات این بخش شود،‌ منجر به بازده كلان اقتصادی خواهد شد.
جنگل‌ها و مراتع كشور، از منابع طبیعی تجدیدشونده هستند و برای حل مشكلات این منابع باید به گونه‌ای عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضایعات زیست‌محیطی نشود و با حداقل سرمایه‌گذاری بتوان به حداكثر بهره‌برداری زسید. كاربرد بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك با هدف افزایش بازده از یكسو و جلوگیری از خسارات و ضایعات از سوی دیگر، این امكان را به‌وجود می‌آورد تا با حداقل ضایعات زیست محیطی و صرف حداقل سرمایه به حداقل رسیده، تولید در سطح كلان افزایش یافته و توسعة پایدار محقق شود. علاوه بر این، در صورت توجه بیشتر به بیوتكنولوژی جنگل، امكان اشتغال‌زایی مناسبی وجود دارد. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«اصول جنگلداری نزدیك به طبیعت و جنگلداری با تاج پوشش دائمی»

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:پنجشنبه 19 تیر 1393-09:43 ب.ظ

«اصول جنگلداری نزدیك به طبیعت و جنگلداری با تاج پوشش دائمی»

مجید سیف اللهیان*           پرویز صالحی**

مقدمه :

بهره برداری از جنگل به روش سنتی و نیز تبدیل آن به اراضی مزروعی, همراه با رشد جمعیت و با هدف تأمین نیازهای چوبی و تغذیه ای از گذشتة دور و ابتدا توسط رومیهای قدیم شروع شد . مبدأ و منشأ تفكر علمی تهیه و اجرای طرحهای جنگلداری در قالب سری و با روش كلاسیك, اروپای مركزی بود كه هدف عمدة این طرحها در «برداشت چوب» متمركز می شد .

بتدریج روشهای علمی تر ارائه و به كشورهای دیگر تسری یافت, بطوریكه اولین طرح جنگلداری در آمریكا از صد سال قبل (1905 میلادی) و اولین طرح جنگلداری در ایران براساس قانون جنگلها و مراتع  مصوب 1338 (هـ ش) از 45 سال پیش و با كمك فرانسویها تهیه و به اجرا در آمد .

طرحهای جنگلداری در گذشته بر مبنای اصول «برداشت مستمر» و «بهره برداری اقتصادی» استوار بود بهمین جهت برای اقتصادی نمودن طرح و سهولت در مدیریت, گرایش به همسال كردن جنگل و تك كشتی در احیاء جنگلهای مخروبه با استفاده از گونه های سریع الرشد بومی و غیربومی و با هدف افزایش تولید متداول گردید .

در نتیجه اجرای روشهای كلاسیك جنگلداری طی قرون گذشته, ناهنجاریهای زیست محیطی و پدیده های مخرب جنگل چون بارانهای اسیدی و … بروز نمود كه دانشمندان علوم جنگل در اروپا برای كاهش اثرات تخریبی جنگل با تغییر نگرشی اصول جنگلداری مدرن را برای مدیریت پایدار جنگل ارائه نمودند كه معروفترین آن «جنگلداری نزدیك به طبیعت» و «جنگلداری با تاج پوشش دائمی» می باشد . این رویكردها در مقالة حاضر مورد بررسی قرار می گیرند .

 

1-     جنگلداری نزدیك به طبیعت (Close to nature forestry)

1-1-    تاریخچه

اعمال مدیریت جنگلداری سنتی و كلاسیك با قدمت بالغ بر پنج قرن در اروپا شروع شده است . براثر بهره برداری متمركز از جنگل طی چندین دوره به روش قطع یكسره متوالی موجبات فقر مواد آلی و معدنی خاك, لغزش و رانش زمین, تغییر مناظر زیبا و زیستگاهای حیات وحش را فراهم وپدیده های زیانبار زیست محیطی چون : بارانهای اسیدی, تخریب لایة ازون, اثر گلخانه ای در زمین, افزایش درصد دی اكسیدكربن و … را در پی داشته است .

بمنظور كاهش اثرات تخریبی ناشی از اجرای جنگلداری كلاسیك و رویكرد تحول و تكامل جنگلداری مدرن و نیز به منظور پاسخگوئی به اعتراضات تشكلهای غیردولتی طرفداران محیط زیست, جنگلبانان بدنبال راه حلهای اصولی برآمدند كه در این راستا «جنگلداری نزدیك به طبیعت» به همین منظور پیشنهاد شده است .

«گروه كار برای جنگلداری نزدیك به طبیعت» از حدود 50 سال قبل در كشور آلمان شكل گرفت و بعداً در سپتامبر 1989 «اتحادیة اروپایی جنگلبانان طرفدار جنگلداری نزدیك به طبیعت- Prosilva) تشكیل شده كه برخی از اعتقادات و الزامات مهم اتحادیه برای برنامه ریزی در جنگلداری مدرن در ادامه این نوشتار می آید .


1-2-    اصول جنگلداری نزدیك به طبیعت

 

اصل اول : شناخت ظرفیتهای اكوسیستم های جنگلی :

اساس و پایة تولید در جنگل خاك آن است لذا باید نسبت به حفظ و حاصلخیزی خاك و در صورت نیاز در تقویت آن اقدام نمود. به همین جهت در جنگلداری باید از تخریب خاك بصورت های لغزش و رانش, فرسایش, آبشویی عناصر و كوبیدگی خاك جلوگیری نمود . باید از قطع یكسره وسیع, استفاده از ماشین آلات سنگین بهره برداری و حمل و نقل بویژه در زمین های حساس به رانش خودداری نمود . حجم سرپا را به حد مطلوب رسانده تنوع زیستی را تقویت نمود .

استقرار تجدید حیات در حد نیاز مورد توجه قرار گیرد بطوریكه از نظر اكولوژیكی روند تعادل انرژی به حداكثر برسد . خوشبختانه جنگلهای خزری شمال كشور, بدلیل عدم قطع یكسره در سطوح گسترده (فقط در جنگلهای مخروبه و با هدف تسریع در احیاء) و بر هم زدن اكوسیستم های آن, از ظرفیت های بسیار بالایی برخوردار می باشد ولی حاصلخیزی خاك جنگلهای زاگرس در غرب كشور بدلیل حاد بودن مسائل اجتماعی اقتصادی و دامداری سنتی و فرسایش شدید خاك با آسیب های جدی مواجه شده است.

 

اصل دوم : متناسب بودن گونه ها و ساختار توده ها با رویشگاه

هر رویشگاه ظرفیت خاصی برای تنوع گونه ای و كمیت و كیفیت آن جنگل دارد, بطوریكه در رویشگاهی گونه راش از رشد بالایی برخوردار است ولی رویشگاه دیگر ممكن است برای بلوط و یا توسكا بیشتر مناسب باشد . لذا در این نوع مدیریت جنگل, باید به نكات فوق توجه نمود . ضمناً چون مبدأ بذر در امر جنگلكاری دارای اهمیت فراوانی می باشد, توصیه 
می گردد در جمع آوری بذور مختلف از پایه های محلی استفاده شود . هر چند ممكن است 
گونه های غیربومی و غیرمحلی گاهی بسته به اهمیت خاص و رعایت اصل پیش گیرانه در جنگلكاری بكار گرفته شوند . بعنوان مثال برخی از گونه های سوزنی برگ (كاج تدا در جنگلهای جلگه ای گیلان) و نیز كاج سیاه و كاج جنگلی و نوئل (Picea exelsa) در رویشگاههای مطلوب ارتفاعات بالا با اهداف بالا بردن حجم سرپا, استقرار توده های پیشاهنگ در رویشگاههای تخریب یافته, افزایش تنوع گونه ای و … وارد شده اند .

 اصل سوم : پایداری

تمام اكوسیستم های طبیعی دارای خصوصیاتی از قبیل خودترمیمی (Resiliance) تنوع زیستی و پیچیدگی (Complexity) می باشند كه برای مدیریت و دخالت در جنگل باید به این موارد توجه نمود و آنها را به حداكثر رساند تا پایدرای اكوسیستم تضمین گردد .

برای دست یابی پایداری مطلوب در جنگلهای تك گزیدة هیركانی, رعایت اصول جنگلشناسی در نشانه گذاری به شیوة تك گزینی كه اهداف چند گانه و چند منظوره را در بر دارد از اهمیت فراوانی برخوردار است بطوریكه این امر موجبات تقویت تنوع گونه ای, تنوع ساختاری و تنوع زیستی را فراهم خواهد نمود .

 اصل چهارم : داشت و برداشت پایه ای از جنگل

این اصل در حقیقت هستة مركزی جنگلداری نزدیك به طبیعت است. بطوریكه برداشت و یا باقی گذاشتن هر درختی بسته به وضعیت و موقعیت آن در بین مجموعة درختان اطراف آن مورد توجه قرار می گیرد . یعنی ممكن است درختی به منظور تولید چوب در آینده یا بعنوان پرستار, تولید بذر, ارزشهای ژنتیكی, موقعیت فیزیكی, بخاطر زیبایی یا ایجاد زیستگاه برای تقویت تنوع زیستی نگهداری شود . طبق این اصل در برش تك گزینی پایه ای,‌ همزمان اهدافی چون رشد جنگل, بهره برداری, استقرار تجدید حیات و اصلاح ساختار توده های جنگلی بویژه ساختار عمودی در چندآشكوبه كردن توده ها, تعقیب می گردد . در این راستا تأكید می گردد كه تعداد كمی درخت ولی از درختان بزرگ و با ارزش برداشت شوند . این روش باعث استمرار روند هرس طبیعی و ایجاد توده های ناهمسال و میكروكلیمای ثابت میشود كه نتیجتاً تولیدات و خدمات جنگل و اشتغال استمرار می یابد .

 اصل پنجم : دائمی بودن مسیرهای خروج چوب

طبق این اصل مسیرهای چوبكشی باید ثابت و دائمی باشد . این امر باعث كاهش خسارات وارده به درختان سرپا و تمركز تخریب در حداقل سطح می گردد . رعایت این اصل در نشانه گذاری برای انتخاب درخت و جهت انداختن آن كمك می كند, بطوریكه موجب سرعت عمل در امر خروج فراورده های جنگلی و كاهش خسارت به خاك جنگل و درخت مقطوعه 
می گردد .

فاصله مسیرهای چوبكشی از یكدیگر به عوامل خاص آن جنگل چون : آمیختگی, سن و ارتفاع درختان, تراكم توده,‌ عوارض طبیعی, فاصله جاده ها از هم و كیفیت تولیدات و نیز ماشین آلات بهره برداری بستگی دارد, كه عملاً ممكن است این فاصله در كشورهای اروپایی بین 20 تا 100 متر و در ایران بین 50 تا 150 متر متغیر باشد . عرض مسیر بستگی به عرض 
ماشین آلات كشنده و سیستم بهره برداری دارد كه باید در حداقل مورد نیاز احداث شود .

 2-     جنگلداری با تاج پوشش دائمی (Continuous cover forestry)

1-3-    تاریخچه

مبدأ و منشأ جنگلداری با تاج پوشش دائمی كشور انگلستان است, كه قطع یكسره وسیع با سطوح 10-5 هكتار در 90% از جنگلهای تحت مدیریت طرحهای جنگلداری آن اجرا شده است . ولی در روش جنگلدرای با تاج پوشش دائمی, چنانچه سطح برش از 25/0 هكتار تجاوز نماید, نوع برش آن قطع یكسره محسوب می گردد و جنگل احداثی در این سطوح همسال خواهد بود . از وقتیكه بحث درخصوص مزایای جنگلهای ناهمسال (از اواسط قرن 19) در اروپا رونق یافت, همزمان مسئله جنگلداری با تاج پوشش دائمی در انگلستان مطرح شد . طبق این روش جنگلداری, همة روشهای جنگلشناسی باید تاج پوشش جنگل را حفظ و از قطع یكسره پرهیز نمایند . در این رابطه نظریة مذكور (Helliwell-1997) بین سالهای 1950 تا اوایل سال 1960 مورد آزمایش جدی قرار گرفت . این روش جنگلداری برای مدیریت چند منظوره جنگل و در جاهایی كه نقش های زیست محیطی, تفرجی, حفظ منظر و سایر اهداف و خدمات جنگل به اندازه تولید چوب مهم هستند, بكار گرفته میشود . قابل ذكر است كه این رویكرد در سالهای اخیر در سایر كشورهای اروپایی هم طرفدارانی پیدا كرده است .

 1-4-    اصول جنگلداری با تاج پوشش دائمی

 اصل اول : مدیریت اكوسیستم های جنگل نه مدیریت فقط درختان

در این روش, توده های جنگلی بعنوان چارچوبی برای اكوسیستم های جنگلی محسوب می شوند ؛ كه درختان بطور دوره ای از آن توده ها برداشت میشوند و چشم انداز و زیستگاه حیات وحش نیز به همان اندازه از اهمیت برخوردار می باشد . در این روش جنگلداری باید به اثرات بهره برداری بر توده های جنگلی (اكوسیستم های جنگلی) توجه خاص نمود و میزان برداشت هم باید به اندازه ای تنظیم گردد كه به توده های جنگلی آسیب نرساند . قابل ذكر است كه این اصل برای كلیة جنگلهایی كه با هدف چند منظوره مدیریت می شوند صدق می نماید . بنابراین برای چند آشكوبه كردن جنگلكاریها هم می توان از این اصل استفاده نمود .

برای بكارگیری یك رویكرد متضمن پایداری باید از عوامل رویشگاه, نیاز گونه ها و اهداف جنگلداری ارزیابی های لازم معمول گردد . در نتیجه برای اعمال این نوع مدیریت در جنگلهای شمال كشور كه با سیاست های اتخاذ شده همخوانی دارد, مطالعه و شناخت دقیق عوامل اقلیمی, ادافیكی, نیاز گونه ها و توده های جنگل و نیز اهداف طرح از اهمیت خاص برخوردار است .

 اصل دوم : استفاده از فرآیندهای طبیعی بعنوان اساس مدیریت توده های جنگلی

در این روش جنگلداری, تصور بر این است كه استفاده از فرایندهای طبیعی, همانند تجدید حیات طبیعی در مدیریت توده های جنگلی, پایدار تر از تجدید حیات مصنوعی (نهالكاری) و توده های همگن و خالص است, هر چند شواهد زیادی برای این تفكر وجود ندارد . تجدید حیات طبیعی وسیله ای برای افزایش تنوع زیستی و تضمین استقرار مناسب گونه در رویشگاه است . قابل ذكر است كه طبق بررسی ها, مشاهدات و تجربیات نگارندگان, توده های جنگلی با منشأ تجدید حیات طبیعی در جنگلهای شمال كشور, از تنوع گونه ای و پایداری بیشتری نسبت به توده های جنگلی دست كاشت برخوردارند .

 اصل سوم : اقدام با توجه به محدودیت های رویشگاه

در صورتیكه تركیب گونه های جنگلی متناسب با شرایط رویشگاه باشد, فرایندهای طبیعی هم مطلوب خواهد بود . به همین جهت از كشت گونه های پرنیاز در رویشگاه فقیر باید پرهیز نمود . تفاوتهای رویشگاهی موجود در هر جنگل بعنوان منشأ تنوع و ناهمگنی است . در نتیجه باید از همگن كردن جنگل یا تك كشتی خودداری نمود . در این راستا شناخت دقیق نیازهای اكولوژیكی گونه های درختی بمنظور توسعه جنگل و سازگاری گونه ها با رویشگاه, شدیداً ضرورت دارد .

 اصل چهارم : ایجاد ساختار متنوع در توده های آمیخته

اصولاً جنگلكاریهایی كه از توده های خالص و همسال تشكیل میشوند دارای ساختار منظم یك آشكوبه, رستنی های كم كف جنگل, تعداد كمی درختان خشك و تنوع درختی محدود می باشند . هر چند توده های مسن عمدتاً از تنوع ساختاری بیشتری برخوردارند . بطوریكه در میان آنها انواع رویشگاههای خرد (Microsites) كه آشیان های اكولوژیك برای گونه های مختلف بوجود آوردند, دیده می شود .

از طرفی در این توده ها, شرایط برای زادآوری طبیعی بیشتر فراهم است . هر چه توده های طبیعی مسن تر میشوند, نقش های تفرجگاهی, بهره مندی از فواید حیات وحش و ارزشهای غیر بازاری در این جنگلها بیشتر می شود .

 بحث و نتیجه گیری :

نظر به بهره برداری با روش قطع یكسره وسیع طی چندین دوره در قرون گذشته در كشورهای غربی (اروپای مركزی- كشورهای اسكاندیناوی- كانادا و …) و بازكاشت گونه های سریع الرشد موجب فقر مواد معدنی و آلی خاك, بروز پدیده های مخرب مثل باران های اسیدی، كاهش تنوع زیستی, پیدایش آفات و بیماریها و … شد . لذا در مقابله با روشهای جنگلداری گذشته و بمنظور استفاده پایدار و دائمی از تولیدات و خدمات جنگل, حفظ تنوع زیستی و آب و خاك, حفظ منظر و توسعه گردشگری در طبیعت (اكوتوریسم) و غیره اعمال روشهای جنگلداری فوق الذكر توسط دانشمندان علوم جنگل و محیط زیست پیشنهاد و حمایت می گردد . با توجه به ساختار جنگلهای طبیعی شمال كشور و پیشینة كم بهره برداری صنعتی از آن و سطوح كم جنگكاریها, اجرای روشهای جنگلداری فوق در آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است, بخصوص اینكه برای استفاده چند منظوره از این جنگلها استعدادهای فراوانی نهفته است .

-  عضو شورایعالی جنگل, مرتع و خاك

** - عضو شورایعالی جنگل, مرتع و خاك




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روایت خانواده جنگلبان رشید غفاری از مرگ تلخش پس از 8 سال

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:چهارشنبه 18 تیر 1393-08:40 ب.ظ

روایت خانواده جنگلبان رشید غفاری از مرگ تلخش پس از 8 سال
باید فراموش می‌شدیم‌؟
زمان کابوس است، دیوار رو به پنجره کابوس است، پنجره کابوس است، نیمه‌شب کابوس است، خاطره کابوس است، دیوار و رد گلوله‌هایش کابوس است، کابوس نیمه‌شب شهریور‌ماه سال 81 ؛ زمان در روستای قلعه بین لیسار در خانه رشید غفاری انگار نمی‌گذرد. 

پنجره قاتل را دیده است، دیوار رو به رو هم همین‌طور، اما ربابه و چهار دخترش نه. وقتی گلوله شلیک شد، وقتی صدای گلوله با طنین گوشخراش دریده شدن شکم رشید قاطی شد، ربابه از حال رفت. او آن موقع هیچ چیز نشنید جز صدای چند گلوله، او آن موقع هیچ چیز ندید جز پاشیده شدن روده‌های رشید به دیوار، او آن موقع هیچ کاری از دستش برنیامد جز بیهوش شدن، اما حالا که 8 سال از آن دقایق گذشته جمله آخر رشید مثل خوره به جانش افتاده است، او حالا 8 سال است که جیغ‌های فروخورده و ضجه‌های نزده آن شب را با سیل اشک‌ها و قرمزی چشم‌های عزادارش جبران می‌کند.

کابوس، 8 سال پیش شروع شد، یک ساعت مانده به نیمه‌شب. تلویزیون فیلم جنگی نشان می‌داد. صدای شلیک توپ تانک‌ها خانه را پر کرده بود. رشید مثل همیشه روی چهارپایه کوچکش توی دفتر روزانه چیزی می‌نوشت. می‌خواست حساب دستش باشد که امروز چند پرونده تشکیل شده و به چند نفر به خاطر قطع درختان تذکر داده است. ساعت 11 شب است. خواب چشم‌های رشید، ربابه و دخترها را گرفته است. رشید دفترش را جمع می‌کند و به رختخواب می‌رود، جایی که ربابه و دختر کوچکشان خوابیده‌اند. رشید اما هنوز بیدار است شاید یاد حرف‌های فاطمه ـ دختر بزرگش ـ افتاده. یاد تکه‌ای از گلابی باغ خطبه‌سرا که وقتی خبر را شنید پرید توی گلویش. شب قبل 2 موتورسوار به خانه آمده بودند، سراغ رشید را گرفتند، اما او خانه نبود. فاطمه این را گفته بود و زل‌زل به موتور هوندا و 2 مرد ناشناس که سیم‌های برق و تلفن را می‌پاییدند نگاه کرده بود. فاطمه ترسیده و زود آمده بود پیش مادرش. وقتی ربابه این را به رشید گفت، گلابی پرید توی گلویش، سرفه کرد و سرخ شد؛ اما چیزی نگفت. رشید خیلی تودار بود.

وقتی رشید 24 ساله بود عاشق ربابه شد. از روستای خطبه سرای لیسار آمد به قلعه‌بین. یک‌سال بعد از ازدواج، کشاورزی را ول کرد و به سرجنگلبانی رفت. رشید مامور حفاظت بود. نمی‌دانست ممکن است خطری تهدیدش کند. حالا خطر درست آمده بود بیخ گوشش با آن موتورسوار‌ها و نگاه‌های مشکوکشان.

ربابه با چشم‌های خواب‌آلودش دید که ساعت 3 است. چند تقه به در خورده بود. کیست؟ کسی جواب نداد. این بار دستگیره در را بشدت تکان دادند. رشید هم بیدار شد. کیست؟ چکار داری؟ تشریف بیاورید بیرون. رشید بلند شد، روی پاهایش ایستاد، دستی به سر و صورتش کشید و از پشه‌بند آمد بیرون. برای آخرین بار به ربابه نگاه کرد. رفت دم پنجره، اما فرصتی برای هیچ کاری نبود. چند گلوله شلیک شد. خانه انگار ترکید. رشید ناله کرد و افتاد. ربابه صدا را شنید. ربابه شکم دریده شده رشید را دید. دید که از دیوار خون می‌چکد. طاقت نیاورد و از هوش رفت.

پنج شش دقیقه بعد ربابه دوباره زنده شد. آمد بالای سر رشید. هنوز مردش نفس می‌کشید. ربابه نشست کنارش. رشید دست زنش را گرفت و سرش را روی زانویش گذاشت. جانی برای حرف زدن نداشت، اما تمام نیرویش را جمع کرد و آخرین جمله عمرش را گفت: بالاخره زد، زد . حالا که 8 سال از آن شب گذشته، جمله آخر رشید مثل خوره به جان ربابه افتاده است، او حالا 8 سال است که جیغ‌های فروخورده و ضجه‌های نزده آن دقایق را با سیل اشک‌ها و قرمزی چشم‌های عزادارش جبران می‌کند.

خاک قلعه بین انگار سرد نیست. ربابه هنوز به مرگ رشید عادت نکرده است، رشید غفاری که جسدش بعد از شلیک گلوله‌ها تکه پاره شد، جنگلبانی که لباس‌های خونین آن شبش را پلیس‌ها هیچ وقت به خانواده‌اش پس ندادند، رشیدی که جسد خون‌آلودش را همسایه‌ها پشت وانت پیکان انداختند و وقتی رساندند بیمارستان با آن‌که ربابه زندگی را برای رشید گدایی می‌کرد، پزشک‌ها گفتند کارش تمام شده است، حالا توی سردخانه است. جایی که وقتی 24 ساله بود و عاشق شد، وقتی برای داشتن شغل و درآمد ثابت، کشاورزی را ول کرد و جنگلبان شد، فکرش را هم نمی‌کرد.

خانی ـ دوست و همکار غفاری ـ هنوز یادش می‌آید که وقتی بی‌سیم خبر مرگ رشید را اعلام کرد و آنها خودشان را رساندند، تکه‌های جگرش هنوز از دیوار آویزان بود. رشید دشمن زیاد داشت. حالا اما دیوار را شسته‌اند و لکه‌های خون را از بین برده‌اند، ولی هنوز سه جای دیوار جای گلوله دارد. دور رد فشنگ‌ها را هم با مداد سیاه دایره کشیده‌اند. حتما کار پلیس است یا شاید کار دخترها. تفنگی که با آن غفاری را کشتند از آن تفنگ‌های دولول شکاری بود. بعد از شلیک بدنش پر از ساچمه شد.

آن شب در آن بحبوحه مرگ و کابوس کسی توری پنجره را ندید؛ اما وقتی رشید مرد، شکافی که در توری درست شده بود همه چیز را معلوم کرد. قاتل یا قاتلان توری پنجره را با چاقو بریده بودند تا لوله تفنگ را از آن رد کنند و به طرف غفاری نشانه بگیرند . حالا دیگر این سوراخ روی توری نیست. حالا 8 سال از مرگ رشید غفاری می‌گذرد.

ربابه خیلی زود به گریه می‌افتد وقتی ماجرای آن شب را تعریف می‌کند، دستش می‌لرزد و هراس از درون چشم‌هایش زبانه می‌کشد، اما فاطمه بهتر حریف اشک‌هایش می‌شود. بابا عاشق جنگل بود. همیشه با قاچاقچی‌های چوب درگیر می‌شد، همیشه زیر چشمش کبود و دکمه‌های پیراهنش پاره بود.

رشید خیلی تودار بود. او با کسی زیاد حرف نمی‌زد، حتی وقتی تهدیدش می‌کردند هم به رویش نمی‌آورد، اما یک روز که بابا حسابی زخمی بود، ماجرا را فهمیدیم. قاچاقچیان چوب او را دزدیده بودند و همان‌طور که داخل ماشین بود کتکش زدند. آخر می‌خواستند رشید چشمش را روی قاچاق ببندد و دیگر پرونده تشکیل ندهد. ربابه برای یک لحظه می‌خندد. شبی را یادش می‌آید که یکی از اهالی روستا 2 کیلو پنیر برایش آورده و گفته بود رشید پولش را حساب کرده و او هم باور کرده بود. وقتی رشید ماجرا را فهمید ربابه را وادار کرد پنیر را پس بدهد: «می‌خواهند به من رشوه بدهند.» ربابه گونه‌هایش گل می‌اندازد، حتما خجالت کشیده. رشید هیچ‌وقت از کسی چیزی قبول نمی‌کرد، حتی وقتی خانه کسی می‌رفت چیزی نمی‌خورد. دلش نمی‌خواست نمک‌گیر شود.

رشید دشمن زیاد داشت، آنها که جنگلبان سرسخت لیسار مانعشان بود، دشمنش بودند. دفتر سورمه‌ای‌رنگ رشید غفاری خودش یک دنیاست. پر است از اسم و نشانی، پر است از تخلف و قاچاق. اگر وقت بگذارند و این دفتر را خوب بخوانند، پر از رد پا است. چند اسم مرتب در آن تکرار می‌شود، به جرم بریدن درخت، به جرم قاچاق درختان جنگل‌های تالش و به جرم تصرف زمین.

از همان اول پلیس به چند نفر مشکوک شد. چند نفر را هم گرفت، اما حالا همه مظنون‌ها آزادند. فداعلی، داریوش، اشکبوس و شهرام . قاتلان ردی از خود باقی نگذاشته‌اند.

خاک قلعه بین انگار سردی نیاورده است. ربابه و دخترها هنوز از خونی که بر زمین ریخت و پایمال شد دلشان آتش می‌گیرد. در این میان بجز آنها عده دیگری هم هستند که مرگ رشید از یادشان نمی‌رود: «چند ماه پیش کسی که نمی‌شناختیمش با ما تماس گرفت و گفت به... و... مشکوک باشید، از ما خواست اینها را که قاتل رشیدند بیندازیم زندان تا آنها هم جرات کنند حقیقت را بگویند. پشت بندش یک نامه بی‌نام و نشان هم برایمان آمد. نشانی محل اختفای تفنگ شکاری‌ای که رشید را با آن کشته بودند، داده بود. ما هم نامه را دادیم به قاضی. اطلاعات هم تفنگ را پیدا کرد درست همان جایی که گفته بودند.»اینها را فاطمه با آن چشم‌های نگرانش می‌گوید.

پرونده مرگ رشید غفاری بلاتکلیف است. مدتی پلیس رویش کار کرد و بعد هم در چند دادگستری دست به دست شد. بنیاد شهید هم به رای دادگاه چشم دوخته است. بنیادی‌ها رشید را شهید نمی‌دانند و این درد دل ربابه و دخترهاست. پرونده خیلی دست به دست می‌شود. پرونده وکیل هم ندارد. چطور باند ریگی با آن بزرگی‌اش را می‌گیرند و مجازات می‌کنند، چطور پرونده مرگ شهید پیروی را به نتیجه می‌رسانند، اما پرونده رشید بعد از 8 سال در این محیط کوچک به نتیجه نمی‌رسد؟ این سوال‌ها 8 سال است که مثل خوره روح ربابه و دخترها را جویده و از عمق پوسانده است. نه این‌که به شهید ناصر پیروی حسادت کنند، نه این‌که حتی بخواهند یک لحظه جای او یا زن و بچه‌اش باشند، نه این‌که خوششان بیاید از این‌که قاچاقچیان شبانه ریختند خانه او و بعد از کلی کشمکش سرش را با تیغ موکت‌بری بریدند، نه این‌که بخواهند جای همسر پیروی باشند که باید یک عمر با خاطره سر بریده همسرش، با خاطره خون‌های دلمه شده روی زمین زندگی کند، نه. ربابه و دخترهایش فقط قاتل را می‌خواهند با یک عنوان شهید که دیگر مردم نگویند رشید فدای هیچ چیز شد.

یک هفته قبل از مرگ رشید یک نفر تهدیدش کرده و اسلحه‌ای را نشانش داده بود که یعنی بالاخره با این می‌کشمت. شاید مرگ رشید زیر سر او باشد شاید هم نه، اما چند سال پیش داستان مردی به نام دیو چهره سر زبان مردم روستا افتاد. می‌گفتند دیو چهره ـ از قاچاقچیان تالش ـ در قتل رشید دست داشته و زنش را که از این ماجرا باخبر بوده با تفنگ کشته، ولی وقتی یک روز به دریا زده، آب ساحل جوکندان غرقش کرده و تاوان مرگ رشید و زنش را از او گرفته است، مردم می‌گویند جسد دیوچهره 3 روز روی دریا سرگردان بوده است. اما فقط رشید حقیقت را می‌داند. روح او در قلعه بین از همه چیز باخبر است. او قاتل را می‌شناسد. بالاخره زد، زد. ربابه و دخترها هم می‌خواهند قاتل را ببینند و بشناسند و تاوان خون رشید را از او بگیرند. حالا آنها مانده‌اند و یک شب تلخ. آنها مانده‌اند و خاطراتی از صدای شلیک گلوله و شکم پاره رشید با چند عکس روی تاقچه و آخرین جمله‌اش بالاخره زد، زد و یک وصیت‌نامه با دستخط خوش رشید.

مریم خباز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معرفی شغل جنگل بان

نویسنده :حسین آبکار
تاریخ:سه شنبه 17 تیر 1393-09:39 ب.ظ

معرفی شغل جنگل بان

جنگل بان -مسیر ایرانی
اگر دوست دارید در فضای باز کار کرده و به حفاظت از محیط زیست اهمیت می دهید، این شغل برای شما مناسب است.
 
منابع طبیعی در هر کشوری جزء ثروت ها و دارایی های آن به حساب می آید. جنگل ها و مراتع یکی از مهمترین منابع طبیعی هستند که در حفظ و نگهداری آن باید برنامه ریزی و سپس اقدام کرد. البته متاسفانه در کشورهای در حال توسعه معمولا توجه لازم به این منابع نشده و ارزش آنها در بسیاری مواقع نادیده گرفته می شود. در واقع حفاظت از منابع طبیعی وظیفه همه مردم کشور بوده و باید به صورت فرهنگ بین آنها درآید. ولی در کنار آن در حوزه تخصصی، نیاز به افرادی می باشد که کار حفاظت و نگهداری از جنگل ها و مراتع را بر عهده بگیرند.
 
جنگلبان مسئول نگهداری و محافظت از جنگل ها می باشد. او نقش مهمی را در نگهداری جنگل ها برای آیندگان دارد. جنگل بان با دانش و شناختی که از طبیعت، جنگل ها و مراتع دارد، به کمک روش های مختلف نگهداری و حفاظت آنها را بر عهده دارد.
 
جنگلبان در شرایط آب و هوایی سخت اعم از گرما و سرمای شدید و طاقت فرسای برخی از مناطق باید کار کند. همیشه افرادی هستند که به دنبال سوء استفاده از طبیعت در جهت منافع شخصی خود می باشند (مانند قاچاقچیان چوب). این افراد یکی از بزرگترین خطرات موجود برای جنگل و جنگلبان به حساب می آیند. به طوری که در سال های اخیر چندین جنگلبان به دست این افراد به شهادت رسیده اند. علاوه بر خطر بالا، خطرات طبیعی نیز برای جنگلبان وجود دارد که همه اینها بخشی از سختی های این شغل می باشد.
 
جنگل بان باید فردی مسئول و آگاه از مسایل ایمنی باشد. همچنین باید دارای توانایی خوب جسمی بوده و در حل مسائل و مشکلات توانایی و سرعت عمل داشته باشد. برای این شغل رشته های تحصیلی مرتبط وجود دارد که علاقه مندان می توانند در آنها تحصیل کنند. همچنین انجام کارآموزی و کسب تجربه نیز بسیار لازم و ضروری است.

جنگل بان باید زمان کاری خود را در محیط های بیرونی و در شرایط آب و هوایی مختلف سپری کند. برخی کارها در این شغل خطرناک هستند مانند استفاده از ابزارهای برقی و ماشین آلات سنگین. بنابراین جنگل بان باید لباس های محافظ در حین انجام کارهای خاص بپوشد. ساعت کار در این شغل به صورت تمام وقت است اگرچه در صورت لزوم جنگل بان باید در تعطیلات نیز سرکار برود. البته امکان کار نیمه وقت نیز در این شغل وجود دارد. 
 

در ادامه اطلاعات کاملی در مورد وظایف، دانش و مهارت مورد نیاز، تحصیلات لازم و نحوه ورود به شغل، بازار کار و فرصت های شغلی و میزان درآمد جنگلبان و برخی از جنگلبانان معروف ارائه می شود. 

 

وظایف جنگلبان

  • نظارت بر درختان و کنترل تراکم آنها در جنگل

  • بازرسی درختان از نظر ایمنی و مشخص کردن درختانی که باید قطع شوند

  • تمیز نگه داشتن فضای جنگل

  • کاشت نهال های جدید

  • هرس درختان به منظور رشد بهتر آنها

  • شناسایی درختان بیمار و استفاده از ابزار مناسب برای قطع آنها

  • حفاظت از جنگل در برابر آفات و بیماریها به خصوص از درختان جوان

  • حفاظت از جنگل در برابر خطرات آتش سوزی و کمک به نیروهای آتش نشانی در خاموش کردن آتش جنگل

 
 

مهارت و دانش مورد نیاز

  • علاقه فراوان به طبیعت و جنگل

  • توانایی تحمل شرایط سخت کاری

  • مسئولیت پذیری

  • چابکی و توان فیزیکی مناسب

  • توان انجام کار تیمی و فردی

  • منظم

  • مقاوم و توانمند در حل مسائل و تصمیم گیری به موقع

  • آگاهی از مسائل ایمنی و سلامت

  • آشنایی با گیاهان مختلف و روش های نگهداری آنها

  • آشنایی با علم جغرافیا





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic